از این لحاظ

تقدیر و تغییر

شاید تقدیر قابل تغییر نباشد اما تغییر قابل تقدیر است.

(علی درویش)

22 آبان 1397



شعرِ آبکی

.

شعرِ آبکی، سیلِ نقد به راه انداخت.

(حدیثه شریفی)

3 شهریور 1397



قلب

.

قلبم را با قلبت میزان می کنم.

(پرویز شاپور)

15 مرداد 1397



قفس

.

اگر فاصله بین میله‌های قفس دست به دست هم دهند، پرنده می‌تواند بپرد.

(محمد علی آزادیخواه – محمد صالح رزم حسینی)

3 تیر 1397



غزل معاصر

.

دلنشین­‌ترین غزل بعضی از غزلسرایان معاصر همانا غزل خداحافظی است.

(سید حسن حسینی)

12 خرداد 1397



جنگل

.

آتش جنگل را خاموش کرد.

(عباس گلکار)

8 اردیبهشت 1397



پسته لال

.

پسته لال ، سکوتِ دندان‌شکن است.

(اکبر اکسیر)

1 فروردین 1397



قانون

.

بعضی‌ها قانون را پیاده می‌کنند که خود سوار شوند.

«سهراب گل‌هاشم»

30 دی 1396



آب بستن

.

به گریه گفتمش ای گل دلم به هیچ بخر

به خنده گفت که در جنس خویش آب مکن

«رونقی همدانی»

15 دی 1396



قلب

قلبم پرجمعیت‌ترین شهر دنیاست. «پرویز شاپور»

22 مرداد 1396



مشورت

مشورت کردن

فکر کردن با مغز دیگرن است


«کیومرث منشی زاده»

29 فروردین 1396



حمایت از تولید ملی

خواسته‌ی ایرانی ساخته‌ی ایرانی
«حمید رضا عمارلو»

برگزیده بخش شعار تبلیغاتی جشنواره ایران ساخت

27 دی 1395



حمایت از تولید ملی

خِرَد ایرانی خرید ایرانی
«علی جبالی»
برگزیده بخش شعار تبلیغاتی جشنواره ایران ساخت

26 دی 1395



پرچم

پرچم فقط یکپارچه نیست، سمبل یکپارچگی است. «علی درویش»

7 شهریور 1395



گذشت

با گذشتیم یا با گذشته ایم؟ «علی درویش»

7 شهریور 1395



علت نرفتن

وقوعی اصفهانی که از شاگردان مولانا ضمیری بوده است طبع وقاد و مضمون یابی داشته؛ این رباعی از اوست:

گفتم زدرت روم مروت نگذاشت
و آن گرمی التفات و الفت نگذاشت
این ها همه عذر است چه پنهان از تو
قربان سرت روم محبت نگذاشت

23 تیر 1393



در حرمت مهمان

در باب حرمت مهمان صائب تبریزی فرماید:

رزق ما با پای مهمان می رسد از خوان غیب
میزبان ماست هرکَس می شود مهمان ما

22 تیر 1393



در مذمت بخل

این رباعی ناب در مذمت بخل و امساک از واصلی مروزی (متوفی 968 ه ق)است:

ای کاسه ی تو سیاه و دیگ تو سفید
وز آتش و آب هر دو ببریده امید
این شسته نمی شود مگر از باران
این گرم نمی شود مگر از خورشید

21 تیر 1393



روزی دهنده ی زمین

نقل است یکی پیش حاتم (اصم) شد و گفت: مالی بسیار دارم که می خواهم تو را و یاران تو را از آن نصیب کنم.
حاتم گفت: می ترسم که چون بمیری، مرا باید گفت: ای روزی دهنده ی آسمان! روزی دهنده ی زمین مرد!

(از تذکره الولیاء عطار نیشابوری)

20 تیر 1393



پیراهنِ کفن

درویشی بی سر و پا خواجه ای را گفت: اگر من بر در سرای تو بمیرم با من چه کنی؟ گفت: تو را کفن کنم و به گور سپارم. گفت امروز به زندگی مرا پیراهنی بپوشان و چون بمیرم بی کفن به خاک سپار! خواجه بخندید و او را پیراهنی بخشید.

20 تیر 1393



نتایج 1 تا 20 از 66 مورد