تاريخ انتشار: 18 مهر 1390 ساعت 14:20

خنده محور نیست، وجدان محور است | گفتگو با دکتر حسن بنیانیان

لیلا باقری

 



دکتر حسن بنیانیان 8 سال رئیس حوزه هنری بود و در سال‌های ریاست او دفتر طنز رشد کرد و مدیریت ابوالفضل زوریی نصرآباد، محمدحسین نیرومند و ناصر فیض را به خود دید. وی به عنوان یک مدیر فرهنگی حرف‌های زیادی درباره طنز دارد و معتقد است طنز باید در کنار پرداختن به مسائل سیاسی و اقتصادی و... به نقد هنرمندان نیز بپردازد. بنیانیان قبل از اینکه ریاست حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی را برعهده بگیرد، معاون فرهنگی آموزشی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و همچنین رئیس سازمان نوسازی مدارس کشور بوده است.

نظرتان درباره برگزاری جشنواره‌هایی مانند جشنواره طنز مکتوب با هدف شناسایی جوانان بااستعداد چسیت؟
رسانه‌ها که رسالت‌شان سرگرم‌سازی مردم است، برخی مفاهیم را در کشور به‌ هم ریختند. می‌بینید که در قرون گذشته فراوان با آدم‌های «هنرمند» برخورد نمی‌کنید و افراد ابتدا «اندیشمند» می‌شوند و بعد خداوند خلاقیتی برای زیبا آفرینی به آنها می‌دهد تا فهم و دانش خود را  در قالب هنری می‌ریزند و افرادی چون حافط و سعدی و فردوسی و... می‌شوند. اما امروزه رسانه برای پر کردن برنامه‌هایش بسیاری از این میوها را می‌چیند و نابود می‌کند و به بسیاری از این استعدادهای هنری اجازه نمی‌دهد که بین برگ‌های درخت مخفی بمانند تا رسیده و بعد چیده شوند. استعدادها را زود در رسانه‌ها معرفی می‌کنند و آنها هم که دوره‌های نوجوانی و جوانی را سپری می‌کنند دیگر هرگز به لزوم توسعه دانش و فهم خود در جهان هستی پی نمی‌برند و دوران افول‌شان خیلی زود آغاز می‌شود و هنرمند جوان دیگری ـ که او هم نارس چیده شده ـ جایگزین آن‌ها می‌کنند. بعد او که کنار گذاشته شده، منتقد زمین و زمان می‌شود. اگر جوان کمی فرصت مطالعه داشته باشد، می‌فهمد خلاقیت هنری که خدا داده است تا پدیده‌‌های هستی را زیباتر از آنچه هست به نام هنر به دیگران منتقل کنیم، می‌تواند به عنوان هنر در خدمت توسعه وجه ممیزه انسان باشد با سایر موجودات، یعنی در خدمت انسانیت...

این حرف که هنرمند با ورود به محیط کار از مطالعه دست می‌کشد درست است، اما از سوی دیگر هم به نظر می‌رسد اشتباه از خود جوانان است که وقتی مطرح می‌شوند مطالعه را فراموش می‌کنند. چون مرتب نوشتن و در سیر تجربه قرار گرفتن باعث شکوفایی و کسب تجربه طنزپرداز می‌شود. حالا اگر به اعتماد جایزه‌ای که برده گمان می‌کند هرچه بنویسند خوب است، آیا مقصر رسانه‌ ایت که ابزار در اختیار او قرار داده است؟
رسالت امثال ما که مدیر می‌شویم فهم همین پدیده‌ها و راه حل پیدا کردن برای‌شان است. من زمانی که در حوزه هنری بودم فکر می‌کردم اگر حوزه هنری زمان حافظ بود ما الان حافظ نداشتیم! جشنواره‌ای راه می‌انداختیم و حافظ در سن چهارده سالگی هنرمند نمونه می‌‌شد و مورد توجه قرار می‌گرفت و احتمالاً درس و مطالعه را رها می‌کرد. مانند هزاران شاعری که می‌آیند و می‌روند و رشد پیدا نمی‌کنند. ظاهر این امر شوخی است، اما باطن جدی دارد و بخشی از این بحث با تذکر به هنرمندان جوان و احیای کسوت استاد و شاگردی و تزریق تواضع و... حل می‌شود. بخشی دیگر را باید در خود کار تجدید نظر کرد و تب جشنواره‌ای که در کشور راه افتاده را باید آسیب‌شناسی کرد.
باید روی این قضیه فکر شود که در چه مقطعی باید هنرمند در جامعه معرفی شود و اگر معرفی شد کسی بنشیند و کتابی بنویسد برای راهنمایی‌اش. بحثی که خطاب به روحانیون دارم، برای هنرمندان هم دارم: همیشه که نباید سراغ هنر برویم برای اصلاح دیگران. گاهی باید سراغ هنر برویم برای اصلاح هنرمندان. برخی پیش‌کسوتان فرهیخته باید کارشان این باشد که از هنرمندان جوان مراقبت کنند و آنها را شاگرد خود ببینند، نه رقیب.

در این باره توصیه‌ای به طنزپردازان ندارید؟
اولین حرفم این است که آقایان قدرتمند در طنزپردازی! یک لاین تخصصی باز کنید برای استفاده از هنر طنز برای تذکر به هنرمندان. آسیب‌شناسی عالم سیاست و اقتصاد و حمله به نظام سرمایه‌داری و آمریکا و... خوب است؛ اما جای این خالی‌ است که تعدادی طنزپرداز داشته باشیم که کارشان تذکر به جامعه هنرمندان در همه اقشار باشد. این جزو آرزوهای من در حوزه هنری بود که موفق به تحقق آن نشدم.

تعریف شما از طنز چیست؟
طنز دارویی است که به زیبایی بسته‌بندی شده و شما تا می خورید لذت می‌برید. ولی اثری که در وجود شما می‌گذارد اصلاح رفتار و ارزش‌های ذهنی شماست. اگر این تعریف از طنز را بپذیرید که حتما درون طنز باید تذکر ارتقادهنده وجود داشته باشد، می‌بینید در همین عالم طنز چقدر طنزهایی وجود دارد که نمی‌توان اسمش را طنز گذاشت و ابزار تحریک شیطنت انسان‌هاست. ابزار عقده‌گشایی‌های سیاسی است.

شما اصلاح دنیای هنر را مهم‌تر از سیاست و اقتصاد می‌دانید؟
بله. امروزه ما کمتر طنزپردازی را داریم که وقتی دنیای سیاست را نقد می‌کند، نقدش نقد سازنده باشد. نقدها به نوعی نقدهای عقده‌گشاست. متلکی بگویی و مردم خوشحال شوند که حال طرف را گرفت. ریشه این کار شیطانی است.

شاید بتوان به این طنزهای سیاسی جور دیگر هم نگاه کرد. این‌که وقتی جریانی اتفاق افتاده و جامعه هیجان زده است و دوست دارد حرفش را بزند، طنز مثل سوپاپ اطمینانی عمل می‌کند و مردم با دیدن این‌که کسی با طنز حرف و انتقاد آنها را زده است، آرام می‌شوند...
آقای زوریی جمله زیبایی داشتند. می‌گفتند «برخی چون نمی‌توانند کار جدی کنند به سمت طنز آمدند». مشکل ما در عالم طنز این دسته هستند. طنز یک عرصه تخصصی است که بعد از این‌که شما هنرمند جدی شدی و موفق بودی، اگر ظرفیت داشتی باید وارد دنیای طنز شوی. چون هنر جدی تنها با دست زدن ممکن است باعث انحراف تو شود، اما در هنر طنز، همزمان با دست زدن، صدای قهقهه مخاطب هم بلند می شود و ممکن است در دام مخاطب بیفتی. شما الان طنز را به چشم داروی آرام‌بخش برای جامعه نگاه می‌کنید، که خوب است. اما در تمام داروهای آرامش‌بخشی که تجویز می‌شود نیز برگه راهنما گذاشته‌اند که عوارض دارو را نوشته است و با بروز آن باید بروی دکتر. امروز وقتی یک هنرمند شعری را برای آرام‌سازی فضای سیاسی می‌گوید، باید شعر را برای  یک استادی را که در عالم سیاست فهم دارد بخواند و ببیند بیت آسب‌زایی دارد یا ندارد.

البته ما با پیش فرض طنز اخلاقی این مباحث را مطرح می‌کنیم. پیامبر می‌فرمایند من شوخی می‌کنم اما جز حق نمی‌گویم...
این حرف اگر سازمان اجتماعی پیدا کند و به هنرمند جوان یاد بدهیم قبل از این‌که شعر را پشت تریبون بخواند و با بلوتوث پخش شود، به دو نفر نشان دهد و ببیند آسیبی ندارد، خوب است. در این صورت خودشان هم کمتر ضربه می‌خورند. چقدر هنرمندان جوان ما از این زوایه ضربه خورند و دیگر دعوت نشدند و حس کردند کسی تحویل‌شان نمی‌گیرد و بعد از مدتی سر از رادیو بیگانه آوردند. در قدم اول می‌گویی به پنج‌تا آدم پخته نشان بده تا صلاح‌دید خواندن آن را در جمع بدهد. بعد هم باید بداند آنچه باید محور باشد «وجدان» است، نه میزان خنده و تشویق مخاطب. معروفیت، شهوت کشنده‌ای است و خیلی وقت‌ها از شهوت جنسی کشنده‌تر است. در احادیث داریم آخرین محبت دل حب مقام است و دوست داشتن توجه دیگران. این را هم خدا گذاشته که آدم‌ها یک عمر تلاش کنند؛ اما از حدی که خارج شد شخص منحرف می‌شود.

شما گویا به‌جز نقد هنرمندان، نقد مردم را هم از وظایف دیگر طنزپردازان می‌دانید...
ماها خودمان خیلی نقد داریم که بهتر از این می توان فضای نقد را باز کرد. اگر در جامعه به مفهوم واقعی مردم‌سالاری اتفاق بیافتد، خیلی بهتر از این می‌توانیم انتخابات برگزار کنیم. اما در یک چیزی نمی‌توان شک کرد که این مسئولان انتخاب همین مردم هستند. بنابراین بخشی از انتقادات باید به افکار عمومی باشد. اگر انتقاد داری که فلان مسئول خوب نیست چرا روی نقطه آغازین که خود مردم هستند کار نمی‌کنی؟ چرا می‌خواهی مردم به تو توجه کنند، اما نمی‌آیی بیدارشان کنی؟ آقای مطهری جمله‌ای خطاب به روحانیون دارد که شامل هنرمندان هم می‌شود. می‌گوید ما بیماری «مزاج‌گرایی» داریم. هیچ می‌دانید چرا پیامبر زمان خودشان آنقدر دشمن داشتند؟ چون می‌خواستند با نقاط ضعف فرهنگی مردم مبارزه کنند. اما ماها از نقاط ضعف مردم می‌خواهیم برای محبوبیت خودمان بهره‌برداری کنیم. مسئولی یک کار خطا یا یک عوام‌فریبی می‌کند و مردم هم شلوغ می‌کنند و شعار می‌دهند. طنزپرداز هم به جای این‌که مردم را بیدار کند، به مدیر حمله می‌کند. مدیر هم در موضع قدرت است و با او برخورد می‌کند. بعد طنزپرداز از کلیت نظام می‌برد و... خیلی زود می‌بینی هنرمندی ظرف شش ماه از نظام و مملکت بریده می‌شود. چون می‌خواهد بیاید در عالم سیاست، اما پختگی لازم را ندارد.

چطور می‌توان به این پختگی رسید؟
گاهی طرف یک نقاش برجسته است، اما درباره سیاست و اقتصاد و... اظهار نظر می‌کند. نمی‌گوییم اظهار نظر نکن، اما یک کسی را پیدا کن که توضیحاتی به تو بدهد و بعد بیان کن. چون تو عنصر فرهیخته‌ای هستی و بیان تو نفوذ دارد و اگر حرف غلط زدی خیلی مسئولیت داری. این مسئله باید به قصه‌نویس و طنزنویس و فیلنامه‌نویس و... هم گفته شود.

شما چقدر توانستید فعالیت را به همین سمت ببرید؟
ما بیشتر درگیری‌مان این بود که بین هنرمندان و اندیشمندان تعامل مستمر شکل گیرد. تلاشم این بود که فضای فرهنگی غلط را بشکنم و پاتوقی درست کنم تا مثلا اقتصاددانی که خودش علاقه به هنر دارد، در بین هنرمندان بیاید و پرسش و پاسخ‌هایی رد و بدل شود تا در این گفتگوها به قطعات طنزی که به اصلاح کمک می‌کند، برسند. یک‌روز هم آدم دینی و یک‌روز یک آدم سیاسی بیاید. در این پاتوق‌ها ذهن‌شان غنا پیدا کند. ما نمی‌گوییم کسی شعر نگوید تا س پنجاه سالگی که قرآن را حفظ شود. اما می‌تواند یک آدم مسلط به قرآن را پیدا کند و هفته‌ای یک بار پیش او برود و چند نکته قرآنی فرا بگیرد و بریزد در قالب طنز تا وقتی مخاطب می‌شنود، برای مدتی به آن نکته اخلاقی توجه کند.

شما در دوره‌ای که رئیس حوزه هنری بودید تا چه میزان به این اهداف رسیدید؟ اهدافی مثل همنشینی و همجواری هنرمندان در اصناف مختلف و راهنمایی جوانان هنرمند و...؟
من بیشتر تمرکزم را گذاشته بودم که این حرکت را در شهرستان‌ها راه بیندازم. در تهران جریان رقبا برای بهره‌برداری از این معدود هنرمندان اجازه این را نمی‌دهد که هنرمند تهرانی حرف تو را گوش کند. مشکلی که ما در تهران این است که چند هنرمند قریحه دارند و تقاضای کار برای‌شان زیاد است و احساس خلاء هم نمی‌کنند. ما آرزوهای زیادی داشتیم ولی در تهران اصلاً حوصله گوش دادن نداشتند. اما در شهرستان که می‌رفتیم می‌دیدیم که استعداد وجود دارد و تقاضا کم است و حوصله گوش دادن دارند.

و در شهرستان به نتیجه رسیدید؟
بچه‌های خوبی در استان‌ها هستند و پاتوق‌هایی شکل گرفته و طنز جایگاه دارد. ورود در عرصه طنز در شهرستان‌ها خیلی سخت است. در شهرستان‌ها راه اندازی اینها کار سختی است و به مجرد انتقاد، عکس العمل داریم. در تهران هم البته همین است و یکی از مشکلات صدا سیمای ما این است که تا انتقاد می‌کند انجمن‌ها و صنف‌ها و عکس‌العمل نشان می‌دهند. در کشور به دلیل انتقاد ناپذیری‌ها اصلاً اجازه نمی‌دهند طنز حرکت کند. حس می‌کنم مقصر مدیران ارشد اجرایی هستند. آنها باید از طنزپرداز دعوت کنند و بگویند نقد را از خود ما شروع کن. اصولاً افراد باید به یک نوع بلوغی برسند که فضا را برای طنز باز کنند.

نظرات
فرهنگسرای ملل

در چهارمین نشست از سلسله نشستهای "در محفل كتاب" در فرهنگسرای ملل:
"دو تخم مرغ در مه" و" صفحه آخر1" شهرام شكیبا نقد می شود
دو كتاب "دو تخم مرغ در مه" و" صفحه آخر 1" اثر شهرام شكیبا در فرهنگسرای ملل ، 23 آبانماه نقد می شود.
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای ملل ، در ششمین نشست از این سلسله نشستها دو اثر طنز، نوشته شهرام شكیبا " دو تخم مرغ در مه "و "صفحه آخر" با حضور این نویسنده و مجری و طنز پرداز وعلی میر فتاح به عنوان منتقد در تاریخ 23 آبانماه از ساعت 16 مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.
كتاب "دو تخم مرغ در مه"روایتی از خرید دو تخم مرغ از یك فروشگاه توسط دو نفر با ادبیات و تفكر كاملا متفاوت است.
در قسمتی از این كتاب می خوانیم:همه ساكت می شوند حالا فرمانده و حاجی و سید جواد پشت به پشت ایستاده اند و دیالوگهای آرمانگرایانه می گویند و دوربین هم دورشان می چرخد... شما ایرانی هستید لذا شرمنده شوید ...حاج آقا:از آتش جهنم نمیخوادبهراسید.
در قسمتی از كتاب "صفحه آخر1" می خوانیم: من فكر می كنم ، پس هستم . با این حساب آدمها دو دسته اند : آنها كه فكر می كنند ، پس هستند و آنها كه فكر می كنند كه فكر می كنند ، پس فكر می كنند كه هستند
در این سلسله نشستها كه تاكنون3 جلسه از آن برگزار شده كتابهای دشتهای سوزان ، مجموعه كتاب كودك "سلام پیش دبستانیها"و "رقص بسمل" مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
در این سلسله نشستها كه با همكاری انتشارات نیستان برگزار می شود و به صورت هر دو هفته یكبار است تازه های دنیای كتاب با حضور نویسندگان و منتقدین نقد می شود.
علاقه مندان می توانند برای شركت در این مراسم در زمان یاد شده به آدرس بزرگراه آیت ا... صدر بلوار قیطریه بوستان قیطریه فرهنگسرای ملل مراجعه و یا برای كسب اطلاعات با تلفن 22671718 تماس حاصل كنند.
محسن سلیمانی فاخر
مدیر روابط عمومی

فرهنگسرای ملل

در چهارمین نشست از سلسله نشستهای "در محفل كتاب" در فرهنگسرای ملل:
"دو تخم مرغ در مه" و" صفحه آخر1" شهرام شكیبا نقد می شود
دو كتاب "دو تخم مرغ در مه" و" صفحه آخر 1" اثر شهرام شكیبا در فرهنگسرای ملل ، 23 آبانماه نقد می شود.
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای ملل ، در ششمین نشست از این سلسله نشستها دو اثر طنز، نوشته شهرام شكیبا " دو تخم مرغ در مه "و "صفحه آخر" با حضور این نویسنده و مجری و طنز پرداز وعلی میر فتاح به عنوان منتقد در تاریخ 23 آبانماه از ساعت 16 مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.
كتاب "دو تخم مرغ در مه"روایتی از خرید دو تخم مرغ از یك فروشگاه توسط دو نفر با ادبیات و تفكر كاملا متفاوت است.
در قسمتی از این كتاب می خوانیم:همه ساكت می شوند حالا فرمانده و حاجی و سید جواد پشت به پشت ایستاده اند و دیالوگهای آرمانگرایانه می گویند و دوربین هم دورشان می چرخد... شما ایرانی هستید لذا شرمنده شوید ...حاج آقا:از آتش جهنم نمیخوادبهراسید.
در قسمتی از كتاب "صفحه آخر1" می خوانیم: من فكر می كنم ، پس هستم . با این حساب آدمها دو دسته اند : آنها كه فكر می كنند ، پس هستند و آنها كه فكر می كنند كه فكر می كنند ، پس فكر می كنند كه هستند
در این سلسله نشستها كه تاكنون3 جلسه از آن برگزار شده كتابهای دشتهای سوزان ، مجموعه كتاب كودك "سلام پیش دبستانیها"و "رقص بسمل" مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
در این سلسله نشستها كه با همكاری انتشارات نیستان برگزار می شود و به صورت هر دو هفته یكبار است تازه های دنیای كتاب با حضور نویسندگان و منتقدین نقد می شود.
علاقه مندان می توانند برای شركت در این مراسم در زمان یاد شده به آدرس بزرگراه آیت ا... صدر بلوار قیطریه بوستان قیطریه فرهنگسرای ملل مراجعه و یا برای كسب اطلاعات با تلفن 22671718 تماس حاصل كنند.
محسن سلیمانی فاخر
مدیر روابط عمومی

مرتضی باقری راد

سلام
آدرستان را از آقای سعید سلیمان پور ارومی گرفتم.
من كارشناس ارشد فیزیك هستم و در حال حاظر كتابی را در نوبت چاپ دارم كه مشتمل بر سه فصل طنز، لطیفه و لطیفه علمی می باشد.
لطفا به سوالات بنده پاسخ دهید.
1- آیا در دانشگاههای دنیا هیچ دوره دانشگاهی اعم از دكترا، فوق لیسانس و یا حتی مدارك كوتاه مدت دانشگاهی برای علاقه مندان به لطیفه سرایی به طور مستقل وجود دارد؟
2- منابع معتبر (اعم از كتب و یا وبلاگ و وب سایتهای بین المللی) در زمینه لطیفه نویسی را معرفی نمایید؟
با سپاس
مرتضی باقری راد

نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: