تاريخ انتشار: 23 مرداد 1397 ساعت 14:02

126اُمین نشست دگرخند برگزار شد

ملانصرالدین یک گام از سقراط جلوتر است

 

کتاب «لبخند با یک مغز اضافه» با حضور حسین یعقوبی مترجم این اثر و عبدالحمید ضیایی منتقد ادبی و مدرس فلسفه دوشنبه ۲۲ مردادماه در تازه‌ترین نشست دگرخند، نقد و بررسی شد.

حسین یعقوبی، مترجم و طنزپرداز ، در تازه‌ترین نشست «دگرخند» که به نقد و بررسی کتاب «لبخند با یک مغز اضافه» اختصاص داشت، با بیان اینکه از نوجوانی به شکل جدی‌تری شروع به خواندن کتاب‌های فلسفی کرده است، گفت: از همان دوران شیفته طنز و فلسفه شدم. این دو ویژگی‌های مشترکی دارند و هر دو قابل تعریف نیستند. فلسفه تاریخ احتمالات است و همیشه تاریخ فلسفه برای این بوده که پرسش‌های جدید در ذهن ایجاد کند و به نوعی دیگر می‌توان گفت فلسفه به دنبال کشف حقیقت است.

سال 87 پس از جست و جو در سایت‌هایی مانند آمازون برای یافتن کتابی فلسفی، به کتاب «لبخند با یک مغز اضافه» نوشته دانیل کلاین و تامس کتکارت برخوردم و تصمیم گرفتم تا آثار این نویسندگان را ترجمه کنم.

وقتی مترجمان به سراغ ترجمه کتاب‌های فلسفی می‌روند، از زبان سنگین ادبی استفاده می‌کنند و جملات و کلمات پیچیده‌ای را به کار می‌برند که گاه کسی متوجه آن نمی‌شود. عنوان اصلی این کتاب این است که «افلاطون و پلاتیپوس به بار می‌روند.» این عنوان در فرهنگ غرب معنایی طنزآمیز دارد و همچنین دارای بازی زبانی است. اما در ترجمه چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد. به همین دلیل عنوان کتاب را تغییر دادم. عنوان فرعی کتاب هم در زبان انگلیسی درک فلسفه از طریق جک بود که به نظرم بار معنایی جک در فرهنگ ما به شوخی‌های شفاهی تعبیر شده و به همین دلیل از واژه طنز استفاده کردم. فلسفه و جک از منظر نویسنده این کتاب ایده‌های یکسان دارند و هر دو ذهن مخاطب را به چالش می‌کشند.

 

ضیائی: ملانصرالدین یک گام از سقراط جلوتر است

 

عبدالحمید ضیائی، شاعر و مدرس فلسفه، با بیان اینکه دیدار نویسنده و مترجمی که خطر کرده و وارد دو حوزه فلسفه و طنز شده برای من لذت‌بخش است، عنوان کرد: کتاب «لبخند با یک مغز اضافه» کتاب ارزشمندی است. این اثر از جهات مختلف خواندنی است. به خصوص که بر خلاف بسیاری از ترجمه‌های فلسفی، ترجمه روانی دارد. وقتی کتاب را دنبال می‌کنید با نثری یک دست مواجه می‌شوید. در وانفسای ترجمه و تالیف کتاب‌های مبتذل در حوزه طنز این اثر کتابی فاخر به حساب می‌آید.

کتاب «لبخند با یک مغز اضافه» به درد مخاطب عام نمی‌خورد و آقای یعقوبی نباید توقع اقبال عمومی نسبت به این اثر را داشته باشد. ممکن است برخی رویکردهای منفی نسبت به این کتاب وجود داشته باشد. یک رویکرد منفی می‌تواند از سوی اهل فسلفه باشد و البته معتقدم رویکرد منفی اهل فلسفه بیش از دیگر گروه‌ها خواهد بود.

ضیائی با اشاره به این که فلسفه عموما به شکلی پیچیده ارائه شده است، اظهار کرد: زبان فلسفه زبانی سخت است. البته می‌توان به برخی از فلاسفه حق داد که از زبانی سخت و پیچیده برای بیان افکارشان استفاده می‌کردند، چرا که جان و امنیت‌شان در خطر بوده‌است. فلاسفه‌ای همچون میرداماد و ملاصدرا وجود داشته‌اند. 

وی با تاکید بر اینکه طنزپردازان نیز در طول تاریخ کاری ارزشمند و بزرگ کرده‌اند، گفت: گروهی از طنزپردازان را در فرهنگ کشور به عقلای مجانین می‌شناسیم و این‌ها کارشان ارزشمند و دشوار بوده است. در طنز فلسفی نوعی حس بی‌رحمی و ویرانگری نمایان می‌شود. پوچی هستی، نگاه فلسفی است که در طنز وجود دارد.

ملانصرالدین در فرهنگ ما محبوب است، به این دلیل او از سوی مخاطبان پذیرفته می‌شود که این طنزپرداز و دیگر طنزپردازان، در حق خود هم همان‌قدر بیرحم هستند که نسبت به  مخاطبانشان بیرحم‌اند. آن‌ها به عنوان برادر بزرگ‌تر خود را قربانی می‌کنند تا ما بدانیم چقدر ابله هستیم. شخصی مانند ملانصرالدین یک گام از سقراط جلوتر است. چرا که سقراط لقب شهید فلسفه را به خود گرفت، اما ملانصرالدین این همه جانبازی و ایثار را به جان می‌خرد و و مانند سقراط شهید هم نمی‌شود.

ضیائی با اشاره به اینکه با این جمله که برای فلسفه مانند طنز تعریفی وجود ندارد موافق نیست، عنوان کرد: در فلسفه گفته می‌شود در جایی که نمی‌توانیم تعریفی ارائه دهیم، باید تعیین مراد کنیم و تعیین مراد از طنز یا فلسفه ممکن است.

 

یعقوبی: از 9 کتاب جوجو مویز 100 ترجمه وجود دارد

 

حسین یعقوبی نیز با بیان اینکه ترجمه‌هایی که بر اساس ترجمه دیگران ارائه شده باشد در این روزها زیاد شده است، اظهار کرد: چند وقت قبل شخصی بیست و چند ساله به من پیام داد و اطلاعاتی از آثاری که ترجمه کرده بود برایم فرستاد و دیدم که 200 کتاب را تا به حال ترجمه کرده است و چنین رقمی نشان می‌دهد که این گونه افراد از ترجمه دیگران استفاده می‌کنند و با تغییرات مختصر ویرایشی، آن ترجمه را به نام خود منتشر می‌کنند.

«جوجو مویز» 9 کتاب منتشر کرده است و کتاب‌هایش هم عامه‌پسند هستند. در زبان فارسی از آثار این خانم 100 ترجمه وجود دارد. در دهه 70 چنین موردی در رابطه با آثار آگاتا کریستی هم پیش آمد و یک علت رخ دادن چنین اتفاقاتی، نبود قانون کپی رایت در کشورمان است. در واقع صرفا به دلیل سوء استفاده ترجمه‌های مشابه رخ نمی‌دهد، بلکه بانک اطلاعاتی وجود ندارد که مترجمان از آثار در حال ترجمه مطلع باشند.

یعقوبی با تاکید بر اینکه هیچ‌گاه به سراغ ترجمه رمان نمی‌رود، عنوان کرد: در ترجمه رمان این خطر وجود دارد که با ترجمه های هم‌زمان و دعواهای این‌گونه مواجه شویم. وقتی آثار وودی آلن را ترجمه کردم، در واقع گلچینی از 4 کتاب را ترجمه کرده بودم. کتاب‌های دیگر را هم به این صورت و عموما به شکل گزیده داستان و ... ترجمه می‌کنم.

در مسئله ترجمه 2 نظریه برگردان و بازآفرینی وجود دارد. من به بازآفرینی اعتقاد دارم و معتقدم مترجم باید روح اصلی جملات را به مخاطب منتقل کند. ذبیح الله منصوری در دوره‌ای به دلیل تندروی‌هایی که در بازآفرینی آثار داشت بدنام شد، اما او به طور مثال بخش‌های اصلی و روح و شالوده کتاب لولیتا را حذف کرده بود و جسارت که بن مایه این کتاب بود را گرفته بود و گویی اثری دیگر را در ترجمه ارائه کرده بود.

 

ضیائی: فلسفه در کتاب «لبخند با یک مغز اضافه» تقلیل داده شده است

عبدالحمید ضیائی نیز در بخش دیگری از این نشست ادبی با تاکید بر اینکه کتاب «لبخند با یک مغز اضافه» را دوست دارد، اظهار کرد: طنازی بسیار خوبی در متن این اثر نمایان است. در بحث ساده‌نویسی فلسفی چند کتاب دیگر هم منتشر شده که علاقه‌مندان می‌توانند تهیه کنند. کتاب های فیلسوفان بزرگ یونان باستان ترجمه عباس باقری و کتاب فلسفیدن با ملانصرالدین ترجمه روح الله کریمی از این دست آثار هستند.

وی با اشاره به اینکه نویسندگان اثر به درستی از سوی مترجم معرفی نشده اند، عنوان کرد: اگر در ابتدای کتاب نویسندگان به شکل کامل‌تری معرفی می‌شدند شاهد اتفاق بهتری بودیم. معرفی نویسنده اثر می‌تواند در ارتباط بهتر مخاطب با کتاب موثر باشد. نقد دیگری که در رابطه با کتاب «لبخند با یک مغز اضافه» می‌خواهم ارائه دهم این است که آیا مجاز هستیم در ترجمه یک اثر به جای واژه جُک، بنا به تشخیص مترجم از واژه طنز استفاده کنیم، در حالی که این دو واژه بار معنایی متفاوتی دارند. جُک بخشی از طنز و آن هم طنز شفاهی است.

ضیائی در نقد بخش‌هایی از این کتاب گفت: برخی اشتباهات در این اثر وجود دارد. به طور مثال واژه متافیزیک به ماورالطبیعه ترجمه شده است، در حالی که متافیزیک به معنای مابعدالطبیعه است. ماورالطبیعه هم ترنس فیزیک گفته می‌شود. در بخش دیگری از این کتاب به جمله‌ای از نیچه اشاره شده که می‌گوید «به سراغ زنان میروی، تازیانه ات را فراموش نکن» که نویسنده اشاره کرده‌است که این جمله برای نیچه نیست و اساسا جمله فلسفی نیست. در حالی که به این جمله در کتاب «چنین گفت زرتشت» و همچنین «فراسوی نیک و بد» اشاره شده است و بحث‌های بسیاری درباره آن وجود دارد. همچنین معتقدم  فسلفه به اینکه تارعنکبوتی برای ذهن است، درست نمی‌آید و در جاهای مختلف کتاب می بینیم که فلسفه تقلیل داده شده است.

 

یعقوبی: جهان غرب جهان شکیات است

حسین یعقوبی نیز با اشاره به اینکه این کتاب تاریخ فلسفه نیست، عنوان کرد: نویسنده در این اثر قصد نداشت تاریخ فلسفه را توضیح دهد و یا فلسفه را شرح دهد. بلکه قصد داشت که شباهت جُک‌ها و فلسفه را نشان دهد. همچنین معتقدم تعریف کردن نوعی محدود کردن است و انتظاراتی که از چیزی داریم بیشتر است. تاریخ فلسفه تاریخ نظرات مختلف است. همچنین کارکرد این کتاب در جهان غرب با جهان ما فرق می‌کند. جهان غرب، جهان شکیات است.

اجرا و مدیریت این جلسه بر عهده مهدی فرج‌اللهی بود. گفتنی است، «لبخند با یک مغز اضافه» ترجمه‌ای است از کتاب دانیل کلاین و تامس کتکارت با مضمون درک فلسفه از طریق جک که توسط انتشارات پنگوئن در سال 2007 چاپ و منتشر شده است.

«لبخند با یک مغز اضافه» با ترجمۀ حسین یعقوبی توسط انتشارات سورۀ مهر، با تیراژ 2500 نسخه و قیمت 9000 تومان منتشر شده و از فروشگاه‌های سورۀ مهر و سایر کتاب‌فروشی‌های معتبر قابل تهیه است.


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: