تاريخ انتشار: 2 آذر 1396 ساعت 14:22

شعر طنزی از رضا احسان‌پور

الگفتگو!

شُرطه‌ای در حج، مرا دید و گریبانم گرفت

گفتمش: حُرمت بدار احرام من افسار نیست

 

گفت: ساکت! می‌کشم بیرون زبانت را ز حلق

گفتمش: تا عقل دارم، بی‌زبانی عار نیست

 

گفت: عقل ما کجا و عقل ایرانی کجا؟

گفتمش: احسنت! فرقش قابل انکار نیست

 

گفت: این بلبل‌زبانی کار دستت می‌دهد

گفتمش: در چنته‌ات چیزی به جز کشتار نیست؟

 

گفت: ای حاجی! چرا بیهوده تهمت می‌زنی؟

گفتمش: انکار کن، انکار حق دشوار نیست

 

گفت: چاکر در حرم‌ها گرم خدمت کردنم

گفتمش: خدمت‌سرایت واقعاً شک‌دار نیست!

 

گفت: صرفاً امر خیری را مکرر کرده‌ام

گفتمش: جز این چرا خیر تو را تکرار نیست؟!

 

گفت: قرآن گفته مرد و زن برای هم چه‌اند؟! *

گفتمش: آری! ولی زن عینهو شلوار نیست

 

گفت: چون آل سعود الحق و الانصاف کو؟

گفتمش: خب «چیز» هم در قوطی عطار نیست!

 

گفت: راه شیعه و سنی ز وهابی جداست

گفتمش: گل گفتی آری کفتر از کفتار نیست

 

گفت: بس کن! کاسه‌ی صبرم دگر لبریز شد

گفتمش: آن هم چو مغزت کاسه‌اش جادار نیست!

 

گفت: لازم نیست آن را پر کنی با حرف‌هات

گفتمش: البته! جای رشد گل، شنزار نیست

 

گفت: یک پولی بده پنهان و خود را وارهان

گفتمش: هستم که فعلاً، جان تو اصرار نیست

 

گفت: اِمشی! لعنت الله علیکم! و السلام!

گفتمش: «قالو سلاما»! با تو ما را کار نیست **

 

- - -

* آیه 187 سوره بقره: هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ :: همسران شما، لباس شما هستند و شما لباس آنها.

** آیه 63 سوره فرقان: وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً :: و بندگان (واقعی خدای) رحمان کسانی هستند که بر (روی) زمین با آرامش و فروتنی راه می‌روند، و چون افراد نادان آنها را (به گفتار ناروا) طرف خطاب قرار دهند آن‌ها سلام (سخنی مسالمت‌آمیز و دور از خشونت) گویند.

 


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: