تاريخ انتشار: 21 تیر 1396 ساعت 21:32

گفتگو با علیرضا لبش

شعر طنز آزاد

علیرضا لبش یک دهه شصتی واقعی است. سال 1360 در شهر قم متولد شده و از ابتدای این دهه‌ی نوستالژیک حضور فعالی در عرصه‌ی زندگی داشته است. سال 1374 در چهارده سالگی اولین شعرش را به صورت موزون سروده و بعد از چند وقت با بالا رفتن وزن شاعر، از سرودن شعر موزون استعفا داده و به شعر بدون وزن روی آورده است. اولین مجموعه‌ی شعرش با عنوان «خنده در مراسم تدفین» در سال 1388 در انتشارات سوره‌ی مهر به چاپ رسید. البته قبل از آن در بخش شعر آزاد برگزیده‌ی جشنواره‌ی بین‌المللی شعر فجر شده بود. آخرین مجموعه‌ی شعرش با عنوان «آخرین زلزله تهران» توسط نشر چشمه به چاپ رسید. زلزله‌ای که خسارت خاصی به همراه نداشت اما شاید بعدها صدایش دربیایید.

 

* شما سال‌هاست که شعر طنز منثور  می‌نویسید؛ لطفا از ویژگی‌های این قالب برای طنزنویسی بگویید.

من با عنوان شعر طنز منثور مخالفم. من شعر طنز می‌نویسم. این شعرها هم در قالب آزاد و خارج از وزن معمول عروضی است اما این شعرها موسیقی دارند و من روی موسیقی شعر بسیار حساس هستم و اصولا فرق شعر و نثر را در همین موسیقی کلام می‌دانم. در این نوع شعرها تفاوتی که با شعر سنتی موزون وجود دارد این است که در شعر موزون شما با یک وزن و تعدادی قافیه‌ی از پیش تعیین شده مواجهید و محتوا را درونش می‌ریزید اما در شعر سپید یا آزاد شما نه وزن و قالب از پیش تعیین شده دارید نه ساختار مشخص. شما در حین سرودن شعر باید ساختار، قالب و موسیقی شعر را هم بسازید. پس در این نوع شعر شاعر هم با مضمون‌یابی درگیر است و هم با ساخت قالب و موسیقی. شاعر در شعر آزاد باید مضمون‌یاب‌تر و نکته‌سنج‌تر باشد تا بتواند کمبود موسیقی عروضی را جبران کند.

 

* چه شگردها و تکنیک‌هایی در شعر آزاد طنز کاربرد بیشتری دارند؟ (با ذکر عنوان و توضیح. به رسم شکل نیازی نیست).

قرار نیست اینجا شگردها و تکنیک‌ها را لو بدهیم. آن وقت همه کار را یاد می‌گیرند و دکان ما کساد می‌شود. گذشته از شوخی، در شعر آزاد طنز هم مانند شعر موزون طنز از همان شگردها و تکنیک‌های طنزپردازی استفاده می‌شود. تفاوت اساسی چندانی وجود ندارد. شاید تفاوت در ساختار شعر باشد. در شعر آزاد تمام سطرها به هم مرتبطند و انسجام عمودی دارند و در خدمت یک مضمون هستند که معمولا در سطر آخر ضربه‌ی نهایی شعر بر اساس مقدمه‌ای که ساخته شده زده می‌شود، ولی در شعر موزون لزوما نباید چنین باشد. هر بیت می‌تواند حرف خودش را بزند مگر در شعرهای روایی که قصه یا روایتی را تعریف می‌کند.

 

* بیشتر شعر طنز را در قالب شعر آزاد می‌نویسید یا در شعرهای آزادتان از طنز استفاده می‌کنید؟ اولویت با کدامیک است؟

اولویتی وجود ندارد. من در شعرهای به ظاهر جدی هم شیطینت‌های طنزآمیزی دارم. طنز یک قالب نیست، یک تکنیک و شگرد نیست. طنز نوعی جهان‌بینی است. اگر جهان‌بینی تو طنزآمیز باشد، در همه‌ی کارهایت طنز به چشم می‌خورد. حالا این کار می‌خواهد در قالب شعر باشد یا داستان و نثر.

 

* مخاطب با شعر طنز موزون ارتباط بهتری برقرار می‌کند یا شعر طنز آزاد؟ به نظر شما اصلا رقابتی بین قالب‌ها وجود دارد؟

ما دو نوع مخاطب داریم. مخاطب فرهیخته و مخاطب عام. مخاطب عام با عادت‌های ذهنی خودش با اثر مواجه می‌شود و ترجیح می‌دهد اثر به تکرار عادت‌های ذهنی‌اش بپردازد. این‌طوری راحت‌تر است. مثل پوشیدن پیژامه در منزل. بنابراین مخاطب عام از شعر موزون بیشتر لذت می‌برد چون چند قرن است که شعر را این‌طوری شنیده و برایش حکم همان پیژامه راحت در خانه را دارد اما مخاطب فرهیخته دنبال تازگی است. از عادت‌های ذهنی گریزان است. نمی‌خواهد با پیژامه در ملا عام ظاهر شود. می‌خواهد لباس مد روز بپوشد. حال این لباس مد روز گاهی تنگ است و ناراحت. مخاطب فرهیخته گرایش بیشتری به شعر آزاد دارد.

 

* آیا رابطه‌ای بین ترجمه‌پذیری و منظوم یا آزاد بودن شعر وجود دارد؟

خوب اینکه شعر آزاد از شعر موزون ترجمه‌پذیرتر است، یک مقوله‌ی کلی است اما در طنز متاسفانه یا خوشبختانه چیزی برای ترجمه وجود ندارد. چه شعر منظوم و چه شعر آزاد. طنز ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با فرهنگ و عادت‌های یک ملت دارد و در ترجمه کاملا از بین می‌رود. به خاطر همین لطیفه‌های آمریکایی و انگلیسی برای ما یخ و بی‌مزه هستند و ما تصور می‌کنیم که خارجی‌ها همگی یخ هستند در حالی‌که آن لطیفه در فرهنگ خودشان خیلی هم شیرین و با نمک است.

 

* به نظر شما سرایش شعر آزاد دشوارتر است یا شعر منظوم؟

سرایش شعر به معنای نوآوری و کار هنری و خلاقه کار دشواری است. موزون و آزاد هم ندارد.

 

* آیا می‌توان به همه‌ی آثار منثوری که زیر عنوان طنز ارائه می‌شوند شعر گفت؟

نه. شعر تعریف دارد و من نمی‌خواهم وارد تعریف شعر شوم. خیلی از این آثار را طنز هم نمی‌توان دانست. چون طنز هم تعریف دارد. صرف داشتن وزن و قافیه شعر به وجود نمی‌آید و صرف خنداننده بودن، طنز را نمی‌سازد. اینها از شروط لازم هستند اما کافی نیستند.

 

* کتاب‌هایی را که در زمینه شعر آزاد طنز منتشر کرده‌اید نام ببرید.

خنده در مراسم تدفین شامل 101 شعر کوتاه به همراه تصویرسازی و طراحی است که انتشارات سوره‌ی مهر به چاپ رسانده است و کتاب آخرین زلزله‌ی تهران مجموعه‌ی شعر سپید است که نشر چشمه به چاپ رسانده و بخش آخر کتاب شامل تعدادی شعر طنز است.

 

* کتابی هم آماده چاپ دارید؟

کتابی دارم به نام «کله‌پا» که طراحی و شعر است اما هنوز آماده چاپ نیست.

 

* برای علاقه‌مندانی که می‌خواهند شعر آزاد طنز بنویسند، چه پیشنهاداتی دارید؟ چه کتاب‌ها و منابعی را به آن‌ها معرفی می‌کنید؟

کتابهای عمران صلاحی، اکبر اکسیر و کیومرث منشی‌زاده را پیشنهاد می‌کنم.

 

* از دیگر شاعران طنزاندیش شعر آزاد طنز خوبی را به خاطر دارید؟

 

کیومرث منشی‌زاده

 

دست‌های ما

کوتاه بود

و خرماها

بر نخیل

ما دست‌های خود را بریدیم

و به سوی خرماها

پرتاب کردیم

خرما

فراوان

بر زمین ریخت

ولی ما دیگر

دست

نداشتیم

 

 

 

 اکبر اکسیر

 

مواظب وسایل‌تون باشین!

من بودم و جمشید و یک پادگان چشم قربان!

از سلمانی که برگشتیم سرباز شدیم

در تخت‌های دوطبقه،

خواب‌های مشترک دیدیم

یک روز که من نبودم

تخت جمشید را غارت کرده بودند

 

 

عمران صلاحی

 

مرگ از پنجره‌ی بسته به من می‌نگرد

زندگی از دم در

 قصد رفتن دارد

روحم از سقف گذر خواهد کرد

در شبی تیره و سرد

تخت حس خواهد کرد

که سبک‌تر شده است

در تنم خرچنگی است

که مرا می‌کاود

خوب می‌دانم من

که تهی خواهم شد

و فرو خواهم ریخت

توده‌ی زشت کریهی شده‌ام

بچه‌هایم از من می‌ترسند

آشنایانم نیز

به ملاقات پرستار جوان می‌آیند

 

*لطفا چند نمونه از اشعار آزاد طنز خود را که خودتان آن‌ها را بیشتر می‌پسندید؛ برایمان بخوانید.

 

چراغ آینده

 

چراغ پیه سوز

چراغ گردسوز

چراغ موشی

چراغ زنبوری

چراغ برق

ما چراغ‌های زیادی کشته‌ایم

تا به سپیده دم تاریخ برسیم

 

 

شعر بی‌نقاب

 

داشتم نقاب می‌زدم

و برای سرودن شعر بلندم

آماده می‌شدم

زنم گفت:

شعری بخوان

بی‌نقاب

بی‌دروغ

به بلندای ادبیات کهن سرزمینم

سکوت کردم

 

پایان گفتگو

دفتر طنز حوزه هنری


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: