تاريخ انتشار: 18 اردیبهشت 1396 ساعت 14:06

گفتگو با نادر ختایی

شکستن زبان معیار قاعده‌مند است

* چون شما سال‌هاست که در قالب محاوره شعر طنز می‌نویسید،   از طنز نویسی با زبان محاوره برایمان بگویید.

محاوره در طنز خیلی خوب جواب می‌دهد. این را از با معرفت‌های زرویی عزیز آموختم. این مجموعه بسیار بر طنز وی و البته خود وی! ثاثیر داشت. محاوره در چند مورد به یاری طنز می‌آید. آن را امروزی‌تر، صمیمی‌تر و سریع‌الانتقال‌تر می‌کند. البته خیلی هم چم و خم دارد و بر خلاف عقاید مرسوم آسان‌تر که نیست، بلکه دیده شده که مشکل تر هم هست.

 

* اگر کلمات شعر را شکسته و عامیانه بنویسیم، شعر محاوره می‌شود یا محاوره‌نویسی اصول و قواعد خاصی دارد؟

شکستن زبان معیار قائده‌مند است و قانون مدار. کلمات در محاوره بر سه بخش است. اول آن کلماتی که کاملا تغییر می‌کنند. این تغییرات مختلف است. تغییر حرف، از دست دادن حرف آخر، از دست دادن حرف و یا حروف میانی.

وقت = وخت

دوست = دوس

بایست = باس

دوم آن کلماتی که در هر دو شکلِ زبان معیار و تغییر یافته صحیح هستند. برای نمونه جمع بستن به هر دو صورت «این‌ها» و «اینا» در محاوره صحیح است. «اینا» دقیق‌تر است اما در این مثال اگر ضرورت وزن لازم دانست می‌توان «این‌ها» نوشت. به عبارتی شایگان محاوره است.

سوم آن کلماتی که تغییر نمی‌کنند. مثل هرگز = هرگز

این تغییرناپذیرها اگر معادلی در محاوره دارند و وزن اجازه می‌دهد، بهتر است از آن استفاده شود. مانند:

هرگز = هیچ وخ

یا هر چه می‌شود آنرا ساده‌تر کرد:

هرگز = اصلا (اصن)

وزن در زبان محاوره بی‌نظیر است. گاه می‌بینید مصرعی با کم شدن کلمه و یا اضافه شدن کلمه‌ای باز هم صحیح است و به نظرم این مشخصه‌ی محاوره از ویژگی‌های مثبت آن است.

ذوق‌آزمایی و نوآوری در محاوره هنوز جای بسیار دارد. به عنوان مثال می‌توان در محاوره از حذف حرف آخر برای قافیه‌مندی! استفاده کرد.

دل عاشق که توی شیش و بش نیس

عشقی که راوی داشته باشه «عش» نیس

 

با مثال زدن این ترانه یاد چیزی افتادیم. گاهی در خانواده‌ای از کلمات، بعضی از آن‌ها در محاوره تغییر نمی‌کنند. مثلا خانواده‌ی کلماتی که به «انه» ختم می‌شوند. مثل خانه، بهانه، ترانه و جاودانه. در اینجا دو کلمه اول تغییر می‌کنند و به خونه و بهونه تبدیل می‌شوند. اما ترانه تغییری نمی‌کند و در حالت محاوره هم ترانه خوانده می‌شود. کلمه جاودانه را هم به شکل معیار و هم به شکل جاودونه می‌شود استفاده است که اگر استفاده نشود بهتر است. مگر آن‌که توجیهی بر آن لحاظ شود. مثلا بیان را کاملا «لاتی» کرد که خود این لاتی‌سرایی داستانی برای خودش دارد و شهریار بزرگ (البته در زبان معیار) اشاره‌های بسیار زیبایی در این زمینه دارد.

با خلق می‌خوری می و با ما تلو تلو

قربان هر چه بچه‌ی خوب سرش بشو

اما کلمه ترانه به هیچ وجه قابل تغییر نیست. یعنی گاهی کلماتی که در معیار با هم قافیه‌اند، در محاوره نیستند. فکر می‌کنم خونه با ترانه مثال خوبی است. بگذریم. و بحث شیرین زبان محاوره بسیار طولانی است.

 

* احتمالا وقتی که از زبان محاوره در طنز استفاده می‌شود، انتظار می‌رود که مخاطب ارتباط بهتری با آن برقرار کند. امکان دارد که این اتفاق نیفتد؟ اگر بلی، مشکل از کجاست؟

بله. احتمال می‌رود که محاوره نقطه‌ی ضعف طنزی شود و باعث عدم ارتباط لازم مخاطب با درون‌مایه‌ی طنز و البته پیام آن شود. دلیل آن هم بسیار ساده است. وقتی این اتفاق می‌افتد که صاحب قلم کم تجریه و ضعیف باشد. در غیر این صورت از کسانی که چیره بر محاوره‌اند، کمتر دیده شده که این نوع بیان به ضعف طنز ایشان تبدیل شود.

* چه کار کنیم که عامیانه‌نویسی با سطحی‌نویسی اشتباه نشود؟

سوال خوبی است. ما کاری نمی‌توانیم بکنیم. سطحی‌نگاری و شکسته‌نویسی با محاوره‌نویسی فرق بسیار دارد اما ذائقه‌ی مردم به هزار دلیل (که دلایل آن در حوصله‌ی این بحث نیست) خدشه‌دار شده است. ما در دهه‌ی چهل و اوایل پنجاه شاهد محاوره‌های بی‌نظیری بودیم که دوران طلایی شعر و به طبع آن اوج محاوره را می‌توان همان ایام نامید. خود تولیدکنندگان آن محاوره‌ها، بعدها نتوانستند حتی به نزدیکی آن ارتفاعات هم برسند. هم‌دستی محاوره و شوخ‌طبعی نیز در همان ایام بسیار قدرتمند بود اما این نوع و فقط این نوع، در همه‌ی انواع شعری، توان هم‌پایی و گاهی برتری بر دهه‌ی طلایی شعر را دارد.

 طنز استثنایی در هنر است که بر دهه‌ی طلایی هنر پیشی گرفته است. همه‌ی انواع نوشتاری در سایه‌ی آواخر دهه‌ی سی، دهه‌ی چهل و اوایل دهه‌ی پنجاه قرار گرفته و با همه‌ی تلاش‌ها و گسترش علم و ارتباطات و غنای بیشتر شاعران و دود چراغ خوردن بیشتر نیز این اتفاق تکرار نشد. شاید تنها غزل را بشود کمی قابل تامل دانست ولی باز هم به جز زبان و صمیمیت غزل امروز، از لحاظ عمق و زیبایی، غزل نیز هم‌پای غزل دوران شکوه شعر ایرانی نیست. امیدوارم غزل‌سرایان پوست مرا نکنند!

در هر صورت طنز قوی‌ترین نوع شعری امروز است که خواست‌گاه مردمی نیز دارد. ولی ضعف و ضعیف‌نویسی نیز در آن دیده می‌شود که با کمال تعجب، مردم نیز قابلیت تمیز دادن متوسط از خوب را ندارند که پیشتر داشتند.

حالا بهتر است ما به این پیش‌روی و پیش‌رو بودن طنز دلخوش کنیم تا تفهیم این موضوع که محاوره متوسط کدام است و محاوره ناب کدام. چون تلاشی بیهوده است و در زمان کوتاه قابل اجرا نیست.

 

* نمونه‌های خوبی از شعر یا کتاب طنز محاوره برای ما مثال بزنید.

جای شک نیست که اوج محاوره‌نویسی در طنز و البته شاید بتوان گفت در طول تاریخ طنز تا به امروز، قوی‌ترین نمونه‌ی محاوره آن تقدیم به همه‌ی با معرفت‌های عالم، است. اثر جاودان ابوالفضل زرویی نصرآباد.

 

* برای کسانی که می‌خواهند طنز محاوره بنویسند، چه شگردهایی را پیشنهاد می‌کنید.

سخت است. محاوره‌نویسی بسیار سخت است. اول آن که بایست از کلاسیک بگذرند و آن را خوب دریافت و بعد به محاوره روی آورند. بعد بدون استاد بر این نوع پیچیده نمی‌توان خوب چیره شد. چون بر خلاف ظاهر ساده‌ی آن،  پیچیده و سخت است. از تجربه و ذخیره‌ی دانش بزرگان این عرصه استفاده کنند تا خیر ببینند که این روزها همین دو نوع شعری پول‌ساز نیز هست و باعث تعجب است که از شعر در سرزمین شعر پول دربیاورند. یعنی طنز و ترانه که ترانه بیشتر بر پایه‌ی محاوره است و طنز نیز با محاوره غریب نیست.

 

* اگر حرف دیگری هم دارید، ما مشتاق شنیدنیم.

حرف دیگری نیست. آرزوی موفقیت، سلامتی و شادی برای مردم عزیز دارم و تعالی در طنز و پیشرفت هر چه بیشتر برای طنزپردازان واقعی که بی‌شک جزء قدرتمندترین و با کمال تعجب فروتن‌ترین قلم به دستان امروزی هستند.

 

دفتر طنز حوزه هنری


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: