تاريخ انتشار: 3 فروردین 1396 ساعت 17:44

شعر طنزی از مصطفی مشایخی

عید می آید

عید می‌آید و اجناس گران خواهد شد

در عوض «باد صبا مشک فشان خواهد شد»

 

همسرم چند ورق لیست به من خواهد داد

و سراپای وجودم نگران خواهد شد

 

طبق معمول پس از چند شبی بحث و جدل

 عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد

 

 با رسیدن به توافق  سرِ میزان خرید

 وقت دشوارترین کار جهان خواهد شد

 

 در ترافیک به بازار و خیابان رفتن

 بدترین لطمه به اعصاب و روان خواهد شد

 

 قیمت میوه  و  شیرینی و  آجیل و لباس  

کارت جارو بزن و جیب تکان خواهد شد

 

کل عیدی  و حقوقم به شبی خواهدرفت

 بعد از این مرحله، اوضاع  چه فان خواهد شد!

 

بچه‌ها خوب و عزیزند، فقط یک کم سخت

 کسری  بودجه را باورشان  خواهد شد

 

  ارغوان  مانتو و یک عینک نو می‌خواهد

 نخرم صاحب  سی متر زبان خواهد شد

 

می‌روم در ته یک غار که پنهان بشوم

 راحله پشت سرم تیز دوان خواهد شد

 

 که : «پدر روسری  و پیرهنی می‌خواهم»

بعد از او ،گل پسرم  طعنه پران خواهد شد

 

با نشان دادن جوراب بنالد که: اگر

« نخری، شست من از پنجه  عیان خواهد شد»

 

 وام می‌گیرم از این بانک و از آن بانک  به جاش  

«عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد»


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: