تاريخ انتشار: 10 اسفند 1395 ساعت 18:05

معرفی طنزپردازان به قلم سید عماد الدین قرشی

عمران صلاحی

[متولد دهم اسفند 1325تهران- درگذشت دوازدهم مهرماه 1385] نام عمران صلاحی برای هر طنزدوستی نامی آشناست. تحصیلاتش را در قم، تبریز و تهران گذراند و به پایان رساند. نخستین شعر خود را در مجله اطلاعات کودکان به سال ۱۳۴۰ چاپ کرد. پدر خود را در همین سال از دست داد. خودش درباره شروع کار طنزنویسی‌اش می‌گوید:«ماجرای طنزنویسی من این‌جور شروع شد که منزل پدری من در جوادیه بود. یک خانواده بسیار فقیر. من معمولاً در پیاده‌روی‌های روزانه‌ام خیلی چیزها از داخل جوی آب و کنار دیوار پیدا می‌کردم. مخصوصاً همیشه دنبال روزنامه و مجله بودم، و هر جا یک تکه روزنامه پیدا می‌کردم آن را برمی‌داشتم، تمیزش می‌کردم و می‌خواندمش. یک روز از داخل جوی چهار صفحه از یک روزنامه را پیدا کردم که اسمش «توفیق» بود. تا آن موقع نمی‌دانستم توفیق چیست. آن را بردم خانه و خاکش را پاک کردم و خواندم. خیلی خوشم آمد. تصادفاً نشانی توفیق در آن چهار صفحه وجود داشت. آن موقع من با یک دوچرخه قراضه به مدرسه می‌رفتم و بچه‌های جوادیه سنگ می‌انداختند و پره‌های دوچرخه‌ام را می‌شکستند و دنبالم می‌کردند. یک روز من از زبان بچه‌های جوادیه شعر گفتم و برای توفیق فرستادم با این مضمون:«من بچه جوادیه هستم آهای کاکا/ ناراضیند خلق ز دستم آهای کاکا» و به همراه یک کاریکاتور آن را برای توفیق فرستادم. مدت‌ها گذشت و یک روز از توفیق نامه‌ای به دستم رسید. در نامه کلی تشویق شده بودم و فهمیدم مطالبم در توفیق چاپ شده است و آن‌ها انتظارداشتند من به دفتر مجله بروم. من هم یک روز با دوچرخه قراضه‌ام به دفتر توفیق در خیابان استانبول رفتم، با ترس و لرز و خجالت فراوان. آن‌ها باور نمی‌کردند که این شعر سراپا شیطنت را من گفته باشم. از سال 44- 45 رسماً در هیأت تحریریه توفیق که آن زمان کوچک‌ترین عضوش من بودم، مستقر شدم. از این زمان طنزنویسی من شروع شد». صلاحی به سراغ پژوهش در حوزه طنز نیز رفت و در سال ۱۳۴۹ کتاب طنزآوران امروز ایران را با همکاری بیژن اسدی‌پور منتشر کرد که مجموعه‌ای از طنزهای معاصر بود. او شعر جدی هم می‌سرود و نخستین شعر او در قالب نیمایی در مجله خوشه به سردبیری احمد شاملو در سال ۱۳۴۷ منتشر شد. صلاحی سپس در سال ۱۳۵۲ به استخدام رادیو درآمد و تا سال ۱۳۷۵ که بازنشسته شد به این همکاری ادامه داد. او همچنین سال‌ها همکار شورای عالی ویرایش سازمان صدا و سیما بود. عمران صلاحی با مجله گل‌آقا نیز همکاری داشت و با اسامی مستعار ابوقراضه، بلاتکلیف، کمال تعجب، زرشک، تمشک، ابوطیاره، پیت حلبی، آب حوضی، زنبور، بچه‌ی جوادیه، مراد محبی، جواد مخفی، راقم این سطور و... در گل‌آقا می‌نوشت و با نشریاتی چون دنیای سخن و بخارا نیز همکاری پیوسته داشت. کتاب‌های حوزه طنز و غیر طنز عمران صلاحی بسیار زیاد هستند. گزیده‌ای از آن‌ها به قرار ذیل است: طنزآوران امروز ایران با همکاری بیژن اسدی‌پور [1349]، گریه در آب [1353]، یک لب و هزار خنده [1377]، حالا حکایت ماست [1377]، آی نسیم سحری [1379]، ملا نصرالدین [1379]، از گلستان من ببر ورقی [1379]، تفریحات سالم [1385]، طنز سعدی در گلستان و بوستان [1385]، زبان‌بسته‌ها (منتخبی از قصه‌های حیوانات به نظم) [1385]، عملیات عمرانی [1384]، خنده‌سازان و خنده‌پردازان [1382]، موسیقی عطر گل سرخ [1384]، مرا بنام کوچکم صدا بزن [1385]، کمال تعجب [1388] و...

برشی از کتاب خنده‌سازان و خنده‌پردازان را درباره شوخ‌طبعی برای نمونه آثار پژوهشی طنز عمران صلاحی میخوانیم: در ادب فارسی چهار اصطلاح داریم که خمیرمایه همه آن‌ها خنده است: هزل، فکاهه، هجو و طنز. هزل و فکاهه فاقد انتقادند. اگر انتقادی در آن‌ها باشد زیر سایه تفریح و خنده گم یا محو است. هجو و طنز انتقاد تمسخرآمیز است به قصد انتقام. اگر این انتقام شخصی و خصوصی باشد هجو است و اگر جنبه عمومی داشته باشد طنز است. اما این چهار اصطلاح حلقه‌هایی هستند که نخ خنده از میان آن‌ها می‌گذرد. خنده‌سازان و خنده‌پردازان، سازندگان و پردازندگان هزل و فکاهه و هجو و طنز هستند. خنده‌سازان، آفرینندگان مضاحک هستند مثل عبید و دهخدا و چارلی‌چاپلین و خنده‌پردازان کسانی هستند که مضاحک را گردآوری کرده‌اند مثل فخرالدین علی‌صفی صاحب کتاب لطائف‌الطوائف یا حبیب‌الله کاشانی صاحب کتاب ریاض‌الحکایات یا درباره مضاحک مقاله نوشته‌اند مثل برگسون فیلسوف فرانسوی که درباره خنده کتابی نوشته است. البته ممکن است کسی هم دارای این هر دو صفت باشد یعنی هم خنده‌ساز باشد و هم خنده‌پرداز و کم هستند این‌گونه افراد. چون معمولاً آن‌ها که فوت و فن را بلدند هنرآفرینی ندارند و آن‌ها که هنرآفرینی دارند، فوت‌وفن را بلد نیستند! و شاید اگر هنرمندی به فوت و فن کار خود پی ببرد دیگر نتواند به راحتی و روانی سابق کار خلاقه کند. اگر بخواهیم اصحاب خنده را معرفی کنیم انقلاب مشروطه مناسب‌ترین خط فاصل بین ادب دیروز و ادب امروز ایران است. خب چراغ اول را چه کسی روشن می‌کند؟ مولانا عبید زاکانی!


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: