تاريخ انتشار: 15 فروردین 1396 ساعت 19:58

گفتگو با مهرداد صدقی

شیرینی بی ضرر

 

 

* مهرداد صدقی از زبان خودش

 

مهرداد صدقی هستم، متولد بجنورد. در سال 1356 پس از پشت سر گذاشتن موفقیت‌آمیز دوران جنینی به دنیا آمدم و همان رنج‌ها و تلاش‌هایم انگیزه‌ای شد تا بعدها کتاب مغزنوشتههای یک جنین را در سال 90 بنویسم. طنزنویسی را از سال 78 با نگارش محدود طنزهای دانشجویی شروع کردم و در سال 79 با شرکت در اولین جشنواره سراسری طنز دانشجویان که توسط دفتر طنز حوزه هنری برگزار شده بود، جدی‌تر به طنزنویسی فکر کردم اما جز همین جدی فکر کردن کار دیگری نکردم. در سال 82 پس از برگزیده شدن در بخش طنز جشنواره منطقه‌ای نشریات دانشجویی و حضور در جشنواره طنز سوره و از همه مهم‌تر توصیه‌های آقای زرویی نصرآباد، بر روی طنزنویسی متمرکز شدم و این تمرکز تا الان ادامه دارد. تا کنون هشت جلد کتاب منتشر کردهام که عبارتند از: نقطه ته خط، مغزنوشته‌های یک جنین، آبنبات هل‌دار، میرزا روبات، رقص با گربه‌ها، مغزنوشته‌های یک نوزاد، تعلیمات غیر اجتماعی و آبنبات پسته‌ای.

 

* از کتاب آبنبات هل‌دار بگویید:

این کتاب در سال 92 و با حمایت دفتر طنز حوزه هنری و پیگیریهای آقای ناصر فیض منتشر شد. حدود 412 صفحه دارد و موضوع کلی آن درباره پسربچهی فضولی به اسم محسن است که برادرش به جبهه میرود و محسن که احساس مسئولیت می‌کند تا جای خالی برادر را پر کند، با کارهای خود همه چیز را خراب میکند. موقعیت مکانی داستان‌های کتاب را شهر بجنورد، زمان آن را دهه 60 و سن راوی یا همان محسن را نیز مصادف با دوران کودکی خودم انتخاب کردم تا در بسط و پردازش داستان و شخصیتها، راحتتر باشم. می‌توانم بگویم محسن همان کودک درون فعلی من است و از زاویه دید او داستان‌ها را روایت می‌کنم اما تمام ماجراها و رخدادهای کتاب، غیر واقعی هستند. از عناصر بومی نیز در روایت آبنبات هل‌دار بهره بردهام.

 

* شیرینی آبنبات هل‌دار چقدر است؟ برای دیابتی‌ها ضرر نداشته باشد!

 

موقع نگارش آبنبات هل‌دار نقشه راهم این بود که لبخند بر روی لب‌های خواننده یا در ذهن او شکل بگیرد اما حتی اگر لبخندی هم نزند، لااقل حس خوبی از خواندن کتاب داشته باشد. اینکه کتاب چقدر شیرین درآمده را مخاطب باید بگوید اما مطمئنا تنها آبنباتیست که برای دیابتی‌ها هیچ ضرری ندارد.

 

* وقتی در ابتدای کتاب می‌گفتید که داستان آبنبات هل‌دار واقعی نیست، نترسیدید جذابیت کتاب از بین برود؟

نه، چون عناصر ایجاد جذابیت در داستان به واقعی یا غیر واقعی بودن رویدادهای آن بر نمیگشت. با توجه به اینکه موقعیت مکانی داستان جغرافیای مشخصی دارد و از عناصر بومی هم بهره گرفته شده، این جمله را نوشتم تا خیال همه را راحت کنم که این فقط یک داستان است و به کسی برنخورد. حتی برای اینکه دیگر اصلا به کسی برنخورد، راوی آن را «من راوی» یا همان «اول شخص» انتخاب کردم تا تیر و ترکش شوخیهایی که نوشته‌ام به خودم برگردد.

 

* شگردهای پرکاربرد در آفرینش طنز در داستان چیست؟ با رسم شکل (دو نمره). در داستان آبنبات هل‌دار بیشتر از چه شگردهایی در آفرینش طنز استفاده شده؟

 

به نظرم این سوال باید بیشتر از دو نمره داشته باشد. وقتی داستان طنز می‌نویسی باید حواست باشد که هم داستان باشد و هم طنزآمیز. یعنی هم عناصر داستانی را همراه خودش داشته باشد و مخاطب را با خودش بکشاند و هم سرشار از موقعیت‌های طنزآمیز باشد. اگر از نظر طنزآمیز بودن ضعیف باشد، صرفا یک داستان خواهد بود و به آن داستان طنزآمیز نمیگوییم. مثل بسیاری از آثار شاخص ادبیات که ممکن است رگه‌هایی از طنز داشته باشند اما ما آن‌ها را آثار طنزآمیز نمیدانیم. اگر اثر طنزآمیز، پیرنگ و پرداخت داستانی ضعیفی داشته باشد، برای مخاطب ملال‌آور خواهد شد و پس از چند صفحه او را دل‌زده خواهد کرد. در آبنبات هل‌دار من از تکنیک تکرار بهره زیادی برده‌ام. یعنی ابتدا اطلاعاتی به مخاطب می‌دهم که مثل پراکندن بذر در ذهن او می‌ماند و بعدا با بهره گرفتن از همان اطلاعات و در موقعیتی طنزآمیز، ماحصل را درو کرده‌ام. داستان بلند نسبت به داستان کوتاه ظرفیت بیشتری برای انجام این کار دارد. از شگردهای دیگری نظیر اغراق، بازی با کلمه (به شکل محدود) و غافلگیری هم استفاده کردم اما سعیم بر این بوده که همه این موارد در خدمت داستان باشند. ضمنا با توجه به اینکه راوی داستان کودک است، طبعا وقتی از نگاه او دنیای اطراف را می‌بینیم، خیلی از رویدادهایی که برای ما جدی هستند، خنده‌آور می‌شوند و بالعکس. ضمنا استفاده از لهجه و عناصر بومی موجب شیرینتر شدن و ایجاد صمیمیت و هم‌ذات پنداری بیشتر مخاطب با کاراکترها میشود.

 

* از معرفی آبنبات هل‌دار در تلویزیون بگویید. رسانه چقدر می‌تواند در معرفی کتاب و گسترش کتاب‌خوانی موثر باشد؟

خوشبختانه آبنبات هل‌دار از همان زمان انتشار در برنامه‌های مختلفی معرفی شد و حتی خود من هم برای نگارش داستان‌هایی طنزآمیز با حال و هوای آبنبات هل‌دار، به برنامه تلویزیونی رادیو هفت دعوت شدم و داستان‌هایی طنزآمیز و  بومی با عنوان قصه‌های بجنورد را روایت کردم. مسابقه کتاب‌خوانی برنامه خندوانه هم باعث شد مخاطب گستردهتری با این کتاب آشنا شود و به محض معرفی، چند چاپ این کتاب تمام شود. اگر در برنامه‌های پربیننده کتابی معرفی شود، هم به کتاب‌خوانی کمک می‌شود و هم باعث می‌شود چرخ چرخه نشر کشور هم بهتر بچرخد. البته برنامه‌های زیادی کتاب معرفی می‌کنند اما وقتی تاثیر بیشتری دارد که خود مجری یا معرفی کننده، کتابی که دارد معرفی می‌کند را خوانده باشد.

 

* حضور طنز در ادبیات داستانی را چطور می‌بینید؟ تعداد نویسندگان داستان طنز در مقایسه با تعداد نویسندگان طنز در سایر انواع ادبی بسیار کمتر است. به نظر شما این موضوع چه دلایلی دارد؟

هر چقدر جلوتر می‌رویم، حضور طنز در ادبیات داستانی پررنگ‌تر می‌شود. همان‌طور که در عرصههای دیگر هم طنز بیش از پیش تاثیرگذاری خود را نشان داده. با این‌همه رویکرد طنزپردازان در حوزه‌های شعر و داستان کوتاه بیشتر از رمان و داستان بلند بوده که شاید یکی از این عوامل، دیر بازخورد گرفتن از مخاطب در رمان یا داستان بلند طنز باشد. نگارش داستان بلند طنز صبر و حوصله می‌خواهد. من برای نوشتن آبنبات هل‌دار چیزی حدود یک سال و برای آبنبات پسته‌ای حدودا دو سال وقت گذاشته‌ام و در مدت نگارش آن حتی یک خطش را هم برای کسی نخوانده‌ام و از مخاطب بازخوردی نگرفته‌ام. طبعا در مقایسه با یک داستانک یا نثر کوتاه و شعر، زمان بیشتری هم می‌برد تا به دست مخاطب برسد و بازخورد بگیرد. شاید این‌ها از جمله عوامل روانیِ احتیاط طنزپردازان در عدم ورود به حیطه داستان بلند طنز باشد. آمار تعداد داستان‌های بلند و رمان طنزآمیز منتشر شده هنوز پایین است و بهتر است سایر دوستان طنزپرداز هم به این حوزه ورود پیدا کنند. در کل یک نویسنده طنزپرداز، داستان طنزآمیز بهتری می‌تواند بنویسد تا یک نویسنده جدی که بخواهد با بهره گیری از تکنیک‌های طنزپردازی، داستان طنزآمیز بنویسد. البته منظورم از نویسنده طنزپرداز کسی‌ست که ادبیات را به خوبی میشناسد و صرفا به ضرب آمپول‌های هورمونی شبکه‌های اجتماعی و یا برنامه‌های تلویزیونی طنزپرداز نشده باشد.

 

* برای کسی که دوست دارد داستان طنز بنویسد به طور خلاصه چه توصیه‌هایی دارید و چه پیشنهادهایی ارائه می‌دهید؟

تنها توصیه‌ام ورود به این حیطه است اما پیشنهاد می‌کنم در کنار مطالعه آثار طنزآمیز، سطح مطالعه خود را در ادبیات (به ویژه اصطلاحا ادبیات جدی) افزایش دهد و به فرهنگ عامه و ادبیات بومی هم توجه داشته باشد.

 

* در این راه خواندن چه کتاب‌هایی را بیشتر توصیه می‌کنید؟

 

خواندنی‌ها آنقدر زیادند که در این مجال نمی‌شود از همه آن‌ها نام برد. ادبیات کلاسیک، قلم نویسنده را قوی‌تر می‌کند و بر گستره واژگان او می‌افزاید. متون علمی، بر دانش نویسنده می‌افزاید و کتاب‌های طنزآمیز، به ما یاد می‌دهد چگونه یک سوژه طنزآمیز توسط یک طنزپرداز پیاده و پرداخت شده. حتی مطالعه کتاب‌ها و مجلات زرد(!) هم برای نقیضه‌نویسی ممکن است مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین نویسنده طنزپرداز گسترهی وسیعتری از خواندنی‌ها را باید در نظر بگیرد. علاوه بر آن، سبک و شیوه زندگی و تجربهی زیستی وی نیز مهم است و هرچقدر آدم‌های بیشتری ببیند و با دنیای آن‌ها آشنا شود، داستان‌های وی در شخصیت‌پردازی از تنوع بیشتری برخوردار خواهد بود.

 

* فعالیت دفتر طنز حوزه هنری را در عرصه طنز چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 

دفتر طنز حوزه هنری در حال حاضر تنها مرجع و پایگاه رسمی طنزپردازان سراسر کشور است و خوشبختانه در عرصه انتشار آثار نیز بسته عمل نکرده. از نظر اجرایی، به جز جشنواره سراسری طنز، سایر برنامه‌های آن بیشتر تهرانیزه است و خوب است که سفرهای استانی دفتر طنز و طنزپردازان مرتبط با آن بیش از گذشته باشد و کارگاههای آموزشی متعددی برای نویسندگان سراسر کشور تدارک ببیند. هنوز زلف ادبیات بومی ما با ادبیات طنز چندان گره نخورده و با توجه به تنوع اقوام، پیشنهاد می‌کنم دفتر طنز به تشویق این نوع از آثار طنز بپردازد تا زبان همه طنزپردازان کشور مثل هم نباشد. در مجموع با توجه به سطح توان و بودجه این دفتر، فعالیت‌های انجام شده توسط دفتر طنز تا همین‌جا هم فراتر از حد انتظار است.

 

* از مجموعه‌ای که در حال حاضر در دست نگارش دارید برایمان بگویید:

 

در حال حاضر مشغول نگارش یک رمان کاملا جدی به اسم «دژاوو» هستم و امیدوارم تا سال آینده (96) نوشتن آن به پایان برسد. ترجیح  می‌دهم راجع به سوژه و حال و هوای آن توضیح بیشتری ندهم.

 

* حرفی، درد دلی، نصیحتی، وصیتی، هرچیزی هست بفرمایید:

 

حرف و درد دل و نصیحت و وصیتی ندارم. هر چیزی که هست را هم که نمی‌توانم بگویم! در مجموع از فرصتی که در اختیار من قرار دادید، متشکرم.


نظرات
Marta Rahimi

عالی بود.

نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: