تاريخ انتشار: 6 شهریور 1395 ساعت 11:59

گفتگوی محمد مهدی بهمنی با اکبر اکسیر

خنده گرفتن به هر قیمت ممنوع!

 

 در روز چهارم اسفند 1332 یک روز بعد از سوم اسفند - روز جهانی زبان مادری - به لهجه شیرین آذری و با زحمت فراوان مامای محل (اجیر ننه) در محله آبروان آستارا پا به تشت مسی گذاشت و با اولین وق وق، مس وجود خود را اعلام نمود. از کودکی چون ضعیف و لاغر بود و به درد ورزش نمی خورد با لالایی های سرشار از غلط املایی مادر به جای شیر به شعر روی آورد. دوران دبستان و دبیرستان را با تقلب و رونویسی به پایان رساند و بلافاصله به خدمت سربازی اعزام شد . بعد از اتمام سربازی به دانش‌سرای راهنمایی رشت رفت و با درجه فوق دیپلم علوم انسانی در سال 1356 به استخدام آموزش و پرورش آستارا درآمد و بعد با شیوع دانشگاه آزاد موفق به اخذ لیسانس ادبیات فارسی شد و سی سال ادبیات فارسی را با لهجه ترکی تدریس کرد . درسال 1357 با ملیحه نظمی ازدواج کرد که حاصل ضرب ایشان، دو پسر به نام‌های عرفان و ایثار است. از سال 1347 با چاپ شعر در انواع قالب‌ها، شعرش را به جامعه ادبی قالب کرد تا رسید به سال 1382 و آغاز دوره جدید شعر و شاعری با پیشنهاد شعر فرانو . در این دوره شعرهایی کوتاه و طنزآمیز به زبان ساده و پر از مصائب محیط زیست و انسان معاصر می گفت. در جوار شعر به طراحی آرم و روزنامه‌نگاری و نقد شعر می‌پردازد . متخصصین تغذیه در آخرین تحقیقات خود علت رویکرد او را به طنز، استعمال یک عمر چای شیرین و بربری و اقساط مادام العمر اعلام نموده اند. در یکی از روزهای خوش بهاری پای صحبت این پیر ترک زبان، پارسی‌گو نشستم که حاصل آن را ادامه می‌خوانید؛

این نام خانوادگی اکسیر که بیشتر شبیه اسم مستعار است، از کجا آمده؟

 باور کنید از دوره هخامنشیان نام فامیل من بوده، اسم مستعار نیست. بعد از اختراع کلمه اکبر توسط پدر مرحومم

   استاد تقی نجار، پسوند رسمی اسم من شد. به کلمه اِکس هم ربطی ندارد!

 اسم مستعار اصولا به چه دردی می‌خورد؟

 اسم مستعار در حکم عینک دودی است گاهی برای شناخته نشدن گاهی برای خوش‌تیپ و دیده شدن است.

 دوران کودکیتان را در سه کلمه توصیف کنید.

 فقر شریف، شادمانی بی دلیل، سادگی وحشتناک!

  از اینکه لب مرز بدنیا آمده‌اید چه حسی دارید؟

  انگار که لب تخت خوابیده باشم.

  هیچ وقت دوست نداشتید آن طرف مرز بدنیا بیائید؟

  طنزپردازان، شهروندان جهان وطن هستند، سربازان بدون مرز.

  مهمترین مزیت زندگی لب ساحل؟

  بالا آمدن آب دریا و ویرانی و خسارت مدام! بر اثر پیشروی آب و عقب‌نشینی مسئولین

  بهترین روز عمرتان؟

 چهار اسفند روز تولدم، تنها روزی که به همت ملیحه؛ عزیز می‌شوم، آن هم در جمهوری خانوادگی!

 کاشف شما در عالم ادبیات و شعر طنز که بود؟

 الکساندر فلیمینگ!

 اولین اثر طنزتان کی و کجا چاپ شد؟

 کلاس دوم دبستان، پشت کت همکلاسی احمقم

 آن وقت چی بود این اثر چاپ شده؟

 این گاو به فروش می‌رسد! همه خدیدند من دو روز تمام گریستم!

 زبان ترکی بیشتر قابلیت برای شعر و شوخی دارد یا فارسی؟

 زبان ترکی، چون زبان مادری من است. فارسی ترجمه سخنان من است. باور نمی‌کنید بروید ترکی یاد بگیرید.

  ترکان پارسی‌گو بخشندگان عمرند ...

 بهترین طنزپرداز تاریخ ادبیات ترک؟

 میزراده علی اکبر صابر صاحب کتاب طنز «هوپ هوپ نامه» و اغلب ترک زبان‌ها

 بهترین نمونه شعر طنز ترکی؟

 شعر بلالی باش از استاد شهریار:

 یار گونومی گو اسکیه توتدی کی دور منی بوشا

 جوت چی گوروپ سن کی جوته اوکوز قویوب بوزو قوشا و ...

  و ترجمه‌اش به فارسی چه می‌شود؟

 زنم روزگارم را سیاه کرد که زود باش مرا طلاق بده

 آیا شخم‌زنی دیده‌ای که به جای گاو نر از گوساله ضعیف استفاده کند و الی آخر ...

 و بهترین نمونه شعر طنز فارسی؟

 شعر عیادت از زنده یاد عمران صلاحی؛

 .... در تنم چنگی‌ست

 که مرا می‌کاود

 توده زشت کریهی شده‌ام

 بچه‌هایم از من می‌ترسند

 آشنایانم نیز به ملاقات پرستار جوان می‌آیند

 از بقیه زبان‌ها هم می‌توانید مثالی بیاورید؟

 شعر آلمانی؛ دیش داش دواخ تاخ تاخ توراخ دوخ! ؛

 بچه‌ها شوخی شوخی

 سنگ می‌اندازند

 قورباغه‌ها جدی جدی می‌میرند! (اریش فرید)

 آثار اخیر شما نثر‌اند یا شعر؟

 شعری شبیه نثر و نثری شبیه شعر. نه نثر، نه شعر، اما زیبا جادار، مطمئن!

 آیا آثار شما در هیچ قالبی نمی‌گنجید که مجبور به استفاده از عبارت فرانو شدید؟

 صحیح است احسن!

 فرا نو به زبان ساده؟

 فراتر از دعوای کهنه و نو، شعر ساده کوتاه با طنزی زیرپوستی، با پوسته‌ای برای عوام و و هسته‌ای برای خواص، 

 شعری عینی و مملوس به زبان آدمیزاد با یک دنیا حرف و حدیث

 تا قبل از ازدواج با خانم ملیحه نظمی هم  شعر عاشقانه گفته‌اید؟ این اشعار خطاب به چه

 کسی بوده؟

 من بعد از آشنایی با ملیحه شاعر شده‌ام و هر چه شنیده‌ام تلعق به ملیحه دارد:

 در پیاده روی 47 شعر خواندم

 ملیحه خندید

 گفتم بالاخره بله یا خیر؟

 گفت خیر است انشاءالله

 چند بار خواستگاری رفتید؟

 جمعا سه بار. بار اول استخاره آمد: شاعران را گمراهان پیروی کنند جواب رد دادند، بار دوم این آیه آمد: با دست

 خود خویشتن را به هلاکت نیندازید باز برگشتیم، بار سوم استخاره این ایه آمد: بازگشت همه به سوی اوست!

 ازدواج با خانم نظمی چه تاثیری در سروده‌های شما داشت؟

 مرا از رویا و مالیخولیا به عالم واقعیت آورد و شعرم دلنشین شد. در شعر فرانو هم واقعیت آنقدر جدی بود که از

 فرط جدیت طنزآمیز دیده شد.

 این لطف را چطور جبران می‌کنید؟

 با تقدیم تمام شعرهایم البته بدون حق التالیف!

 در تاریخ ادبیات ایران هیچ زن دیگری به اندازه خانم ملیحه نظمی در اشعار یک شاعر تکرار

 شده‌است؟

 حالا هی نق بزنید چرا این همه از ملیحه می‌گویم. چشمتان کور! شما ملیحه ندارید به من چه؟ ملیحه سمبل یک

 زن واقعی‌ست که فقر شوهر شاعرش را با تمام وجود احساس کرده، او را تر و خشک می‌کند و همان‌طور که

 می‌دانید نگهداری و پرستاری از یک دیوانه خیلی سخت است. فرق می‌کند با ایدای شاملو. او یک معشوق رویایی،

 یک زن اثیری است اما ملیحه نماد زنان زجر کشیده هنرمندان است که پا به پای من به طنز تلخ فرانو عظمت

 بخشیده است به عرفان رسیده و ایثار کرده است ...

 اگر بگویند دیگر از اسمشان در اشعارتان استفاده نکنید چه خواهید کرد؟

 آن وقت دیگر فاتحه شعرهایم را بخوانید.

 شما بیشتر کدامیک از این‌ها هستید؟ معلم، شاعر، منتقد ادبی یا گرافیست؟

 هیچ کدام. شاید گاوی باشم که به عنوان شاعر قرار است بعد از مرگ، زنده شود و طی مراسم باشکوهی به دست

 ناشران و منتقدان ادبی قصابی شود.

 چه کار دیگری را دوست دارید امتحان کنید؟

 فضیلت بی شعوری را در روزگار توطئه و تحقیر عاطفه و شعور

 شما 10 سالی از شعر کنار کشیدید. این سال‌ها چطور گذشت؟

 از آغاز دهه هفتاد تا آغاز دهه هشتاد ذهن و زبانم را از تکرار مکررات تخلیه کردم از وزن و قافیه و ذهنیات علیل

 به ابدیتی رسیدم شگرف و شگفت

 حرف و گفت و صوت را بر هم زدم         تا که بی این هر سه با تو دم زنم

 این کنار کشیدن اسمش قهر بود؟

ترس از سیاهی لشگر ماندن، رسیدن به زبان ساده مردم و دیدن درد مردم از پشت پرده‌های ضخیم تغزل و تکرار  

 محافل لوس

 کدام یک از آثار طنزتان را بیشتر دوست دارید؟

 تمام شعرهای شش مجموعه‌ام را مخصوصا شعرهایی که نام ملیحه را دارند؛

 می‌گویم چای بیاورم

 ملیحه سکوت می‌کند

 و من نمی دانم سکوت علامت رضاست

 یا جواب ابلهان، خاموشی‌ست.

 ملیحه خانم بیشتر کدام را دوست دارد؟

 تمام شعرهایم را مخصوصا آن شعری که می‌گوید: شاعر باید شعورد داشته باشد!

 یکی از بهترین ابیات ترکی خودتان؟

 تاغام ددتی زندگانیق چتیندی

 سن قخ اولسون زندگی کلبتیندی

 و معنیش چه می‌شود؟

 برادرم گفت زندگی سخت و دشوار است

 تو اگر میخ باشی زندگی کلبتین است

 تا به حال به خاطر سرودن شعر طنز هیچ شاکی خصوصی داشته‌اید؟

 وقتی پای شعر طنز در میان باشد دیگر چه جای شکر و شکایت آدم‌ای خوشفکر و مثبت تائیدت می‌کنند چون

 طنز به مفهوم مطلق با سیاه نمایی و تحقییر و هزل و هجو فرق دارد.

 مهمترین کارکرد طنز چیست؟

 

 طنز عنصر حقیقت یاب است. همان شجاعت پنهان مانده انسان مدرن. آمده است برای صلح، آزادی بیان، سعادت

 انسان و زدودن جامعه از ریاکاری

 کابوس یک طنزپرداز؟

 زندگی در سرزمینی که شوژه‌ای برای طنزپرداز نداشته باشد.

 عاقبت به خیری یک طنزپرداز را در چه می‌دانید؟

 بازنشستگی زود هنگام، پرداختن به مصائب زیست محیطی، گریز از هجو و هزل

 کدام کتابتان را برای یک آخر هفته خوش به مخاطبان پیشنهاد می‌کنید؟

 ملخ‌های حاصلخیز و مالاریا

 و برای کسی که بخواهد کمی فکر کند کدام یکی را؟

 «زنبورهای عسل دیابت گرفته‌اند» و «پسته لال سکوت دندان شکن است»

 اشعار شما بیشتر طنز است یا فلسفه؟

 درد دل یک فیلسوف دیپلم ردی در لفافه طنز

 آثارتان را بیشتر کجا می‌گوئید؟ چرا؟

 به قول عمران صلاحی در تالار اندیشه چون موسیقی آب و آفتابه دلنشین‌تر است!!

 در طول عمر معلمی چه موضوعی را بیشتر برای انشا به بچه ها دادید؟

 علم ثروت است یا بهتر؟!

 چند پدیده در عرصه طنز امروز؟

 از شبکه‌های مجازی لطفا بپرسید.

 یک پند به طنزپردازان جوان بدهید.

 خنده گرفتن به هر قیمت ممنوع! وظیفه طنز لودگی و ابتذال نیست.

 بهترین روزهای سال کدام روز است؟

 روز واریز شدن یارانه برای اطلاع از اینکه هنوز قطع نشده‌است.

 سرگرمی روزهای جمعه تان؟

 پیاده روی با ملیحه کنار دریا، ظرف شستن و شکستن دور از چشم ملیحه!

 به‌عنوان یک ساحل نشین خوشمزه ترین بخش ماهی را کدام بخش می‌دانید؟

 بخش اول ماهی را که حرف اول ملیحه است.

 درباره شخصیت‌های زیر جمله ای بگوئید؛

 به چشم

 ابوالفضل زرویی نصر آباد:

 با معرفت

 رضا رفیع

 گل پسر قند پهلو

 نسیم شمال

 اشرف مخلوقات

 ملیحه نظمی

  کاشف فرانو

 

 آشنایی با آثار اکبر اکسیر

 

 از اکبر اکسیر تا کنون 7 مجموعه شعر طنز به چاپ رسیده که هر کدام دوباره، سه باره و چند باره تجدید چاپ

 شده‌اند. در ادامه 4 عنوان از مجموعه اشعاری را که به تازگی از استاد تجدید چاپ شده‌اند و در دسترس‌اند معرفی 

 کرده‌ایم. «مجموعه شعر در سوک سپیداران»، «بفرمائید بنشینید صندلی عزیز!» و  «مالاریا» سه کتاب دیگر

 استاد است که در این ستون از قلم افتاده‌اند اما شما از قلم نیندازیدشان. 

 

 «زنبورهای عسل دیابت گرفته‌اند»

 اکسیر از همان روی جلد کتاب ضربه کاری را به خواننده‌اش می‌زند. قبل از دانستن هر نکته‌ای درباره این کتاب،

 به‌تنهایی اسم و رسمش شما را ودار می‌کند که به طرفش بروید جلدش را باز کنید و شروع به خواندنش کنید.

 مجموعه شعر طنز «زنبورهای عسل دیابت گرفته‌اند» برای اولین بار در سال 1385 توسط انتشارت «ابتکار نو»

 منتشر شد و در ادامه 10 مرتبه تجدید چاپ شد. این کتاب در سال 1386 اکسیر را برنده جایزه 10 سال طنز

 مکتوب از طرف دفتر طنز حوزه هنری کرد. در همان سال انتشار نامزد کتاب سال کشور و برگزیده منتقدان

 مطبوعات هم شد.

 «ما کو تا اونا شیم؟»

 اکبر اکسیر در این کتاب آخرین نظراتش را درباره معضلات اجتماعی و مصائب انسان معاصر به شیرین سخنی و

 نگاه شیطنت آمیزش آغشته‌است. شوخی‌های اکبر اکسیری این کتاب، در 62 قطعه شعر فرانو تقسیم، توسط

 انتشارات مروارید چاپ و در اختیار طالبانش قرار گرفته‌است. ملیحه نظمی همسر استاد اکسیر، در جای جای این اثر

 نقش خود را به رخ می‌کشد. چنانچه در قطعه «قند پهلو» می‌خوانیم؛

 می‌گویم چای بیاورم؟

 ملیحه سکوت می‌کند

 و من نمی‌دانم سکوت علامت رضاست

 یا جواب ابلهان خاموشی‌ست!

 

 «پسته‌ی لال سکوت دندان شکن است»

 اگر شما هم مثل خیلی از کاربران اینترنت تا به حال اشعار این مجموعه‌ی استاد را کپی و در جای دیگری به‌نام

 مرحوم «حسین پناهی» یا هر بزرگ دیگری پیست کرده‌اید، حلال نخواهید شد مگر اینکه یک نسخه از این کتاب

 را ابتیاع کنید و تا آخر بخوانید. با این کار نه تنها گناهتان بخشیده خواهد شد، که از خواندن قطعه قطعه اشعار این

 کتاب حظ خواهید برد. در این کتاب با 94 صفحه از شوخی‌ها و نکته‌سنجی‌های استاد طرف هستید. این مجموعه

 شعر را هم باید در میان فهرست کتاب‌های انتشارات مروارید جستجو کنید.

 «ملخ‌های حاصل‌خیز»

 در این اثر استاد اکسیر هم‌چنان موضوعات و مشکلات اجتماع و عصر معاصر را دنبال می‌کند. انتشارات مروارید در

 این اثر فرانو هم  اکبر اکسیر را همراهی کرده و 80 قطعه از آثار ایشان را راهی بازار نشر کرده‌است.  برای اینکه

 بتوانید به حال و هوای این مجوعه پی ببرید عنوان چند قطعه از اشعار استاد را در ادامه بخوانید: «ترافیک»،

 «نفتالین»، «استیضاح»، «جعبع سیاه»، «خطابه نهنگ»، «کمک‌های اولیه»، «سیمرغ پرکنده»، «فیلترینگ»،

 «گفتمان»، «تمارض»، «لیزینگ»، «ویزا»، «بربط»، «ماتادورها» و «آلبوم خانوادگی».

 

 ویژه نامه 6 و 7 روزنامه همشهری| محمد مهدی بهمنی


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: