تاريخ انتشار: 28 بهمن 1394 ساعت 00:43

یادداشتی از اکبر اکسیر بر کتاب کبریت کم خطر

 

مردم ایران یا طنز نویسند یا طنز پرداز یا طنزاندیش و اگر غیر از این باشد، باید به اصالت آن شک کرد. این طنزنویسان و پردازان و اندیشان یا به نثر می‌نویسند یا به نظم و اگر سواد نوشتن ندارند، به طنز شفاهی روزگار می‌گذرانند. 


اگر آنها به نثر و نظم، طنز می‌نویسند، جای شکرش باقی است که می‌توان در کتاب‌های طنز مکتوب به سراغ آنها رفت. آنها را سانسور کرد و به آنها خط و خطوط قرمز را فهماند و بعد از کلی بخشنامه و توپ و تشر، مجوز چاپ داد و به تربیت و تشویق آنها همت گماشت. امّا اگر خدای نکرده آنها به طنز شفاهی روی آوردند، دیگر قابل کنترل نیستند. به سرعت برق و باد طنز و جوک و لطیفه و جوابیه صادر می‌کنند و تا بجنبی، از طریق شبکه‌های اجتماعی و پیامک و … جهانگیر می‌شوند! 


طنز را نمی‌شود از روح و روحیه مردم ایران گرفت. غدّه نیست که جراحی‌اش نمود این داغ مقدر بر پیشانی ملت ماست که در طول تاریخ، خنده را از یاد نبرده‌اند و جواب طنز‌آمیز شغل اصلی‌‌شان بوده و امیر رندشان حافظ شیرازی است که سرفراز از معرکه حاکمان ریاکار بیرون آمده است. پس باید برای مانایی این ویژگی و ثبت و ضبط آن همت گماشت. برای راهیان طنز تسهیلاتی فراهم کرد و به جای تهدید و ارعاب با تشویق و لوح تقدیر و کمک‌های جانبی به گسترش این فرهنگ اقدام کرد. طنزپردازان را باید حمایت کرد و کتاب‌های طنز را به دست مردم رساند و در اشاعه طنز شریف از هیچ کمکی دریغ نکرد. 


علیرضا لبش، شاعر و نویسنده طنزپرداز، سلیقه خوب خود را به کار برده و از سوی حوزه هنری مجموعه مستطاب «کبریت کم‌خطر» گزیده نثر و داستان طنز امروز را در کتابی فراهم آورده که امید است به دست دوستداران طنز امروز برسد. لبش این کتاب را ادامه کتاب طنز‌آوران امروز (طنزیم عمران صلاحی و بیژن اسدی‌پور) می‌داند و در مقدمه چینی جالبی که در اول کتاب آورده، تمام مسائل و سرگذشت چاپ این کتاب را نوشته و چند توصیه هم برای مصرف کتاب آورده است که یکی از آنها این است: مصرف بیش از حد این کتاب هیچ گونه عوارضی ندارد. می‌توانید کتاب را هرچندبار که دلتان خواست بخوانید! 


کتاب با امیرآقایی و نمونه طنزش آغاز می‌شود با نمونه طنز حسین یعقوبی به پایان می‌رسد و برابر تاریخ چاپ که سال ۹۴ است، از ۹۴ عدد نویسنده با حال طنز دعوت به عمل آمده است تا ما را به ضیافت لبخند و تفکر در مسائل زندگی امروز بکشانند و برلبان ما شاخه گل لبخند بنشانند تا در ملال این همه صداهای ناگزیر، صدای روح‌افزای شعور انسان را بشنویم و کاستی‌‌ها را در کمال شادمانی احساس کنیم و بر حماقت هم بخندیم. 


برای شادی روح نویسندگان طنزپرداز ایران به کاریکلماتور‌های پرویز شاپور متوسل می‌شویم و خواندن مطالب طنزآمیز و داستان‌های طنز‌ نویسندگان را به خرید کتاب موکول می‌نماییم: 


*زندگی بدون آب ازگلوی ماهی پائین نمی‌رود. 
*جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می‌کند. 
*بلبل مرتاض روی گل خاردار می‌نشیند. 
*برای مردن، عمری فرصت داریم. 
*در خشکسالی آب از آب تکان نمی‌خورد. 
*به عقیده گیوتین، سرآدمی زیادی است.


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: