تاريخ انتشار: 1 آذر 1394 ساعت 23:43

یادداشتی از محسن سلیمانی

طنز حضوری (قسمت دوم)

کوتاه و فشرده درباره 

طنز حضوری یا همان استندآپ کامدی (قسمت دوم)

اشاره : در یادداشت قبلی بیشتر کلیاتی درباره طنز ایستاده گفتیم . در این یادداشت به رکن اول طنز ایستاده یعنی شوخی نویسی  می پردازیم. در یادداشت بعدی هم به شکل شوخی های طنز حضوری  و اجرا یا بازی شوخی ها خواهیم پرداخت ( البته خیلی خلاصه! ).

 

آیا طنزپرداز طنز حضوری باید قبلاً شوخی هایش را بنویسد؟

یک بار مهران مدیری می گفت تا قبل از برنامه طنز ساعت خوش ،در برنامه های طنز ، متنی وجود نداشت ولی از این برنامه به بعد متن نویسی باب شد. آیا طنزحضوری می تواند بدون متن باشد ؟ بله ولی در 90 در صد موارد  بهتر است همیشه طنزپرداز از قبل متن برنامه اش را تهیه کند.  چون اول اینکه طنزگوهای بداهه گو و حاضر جواب که نابغه طنز هستند تعدادشان در دنیا خیلی کم است( البته بیشتر آنها باز با متن قبلی کار می کنند ).  دوم اینکه وقتی طنزپرداز متن می نویسد خیالش از جهتی راحت است و از اضطرابش کم می شود. و باز مجری طنز این جوری بیشتر کار یاد می گیرد چون ضعف هایش را در طنزنویسی با آزمایش و خطا  و تصحیح مکررمتن همواره می تواند رفع کند. و بالاخره  در این صورت مدیریت دیگر جنبه های طنز حضوری مثل اجرا و بازی برای او راحت تر می شود و تمرکز کارش را روی این قسمت می گذارد تا اینکه در صحنه به این فکر کند که شوخی بعدی اش چه باشد. با همه این مسائل مجری طنز حضوری باید طوری شوخی ها را اجرا کند که انگار دارد فی البداهه آنها را می گوید نه اینکه قبلاً نوشته یا حاضر کرده است.

 

تولید شوخی برای طنزپرداز ضروری است

گفتم که طنز حضوری یعنی تولید متن و اجرای حضوری. برای همین بهتر است طنزپرداز حتماً شوخی نویسی را علاوه بر شوخی گویی یاد بگیرد. طنزپرداز طنز ایستاده هرگز  نباید از لطیفه های آماده و شوخی های دیگران استفاده کند.چرا ؟ چون اگر حاضران قبلاً آن لطیفه یا شوخی را جای دیگر خوانده یا شنیده باشند دیگر نمی خندند و  او روی صحنه خیط می شود. به علاوه بیشتر طنزپردازهای طنز ایستاده معتقدند شوخی های شما در روی صحنه باید با هم ارتباط داشته باشند تا بی ربطی آنها باعث نشود مردم دچار قطع و وصل احساسی شوند و حوصله شان سر برود . برای همین نمی شود شوخی ها و لطیفه هایی پراکنده ای را درباره موضوع های مختلف مثل جک گوهای مجالس عروسی، از اینجا و آنجا  جمع کرد و  در یک جلسه گفت. پس تنها راهی که می ماند این است که شما شوخی نویسی یاد بگیرید و با گفتن شوخی هایتان طنزپردازی منحصر به فرد  شوید.

 

همه می توانند شوخی تولید کنند حتی شما!

همه  حتی اخموترین  آدم ها هم می توانند  شوخی بسازند چون همه می توانند بخندند. تا حالا چند بار شده که افراد خانواده ، دوستان و همکارها به حرف های شما خندیده اند. حتماً می گویید شانسی بوده . بسیار خوب می توانید این توانایی را با آموزش دیدن ( مثلاً در محفل طنز حوزه هنری )  پرورش دهید.برای پرورش حس خفته شوخ طبعی خودتان بد نیست که

1.     علت خندیدن آدم ها را بفهمید

2.     فرمول کلی شوخی ها را یاد بگیرید

3.     فنون شوخی سازی را یاد بگیرید

4.     موضوع سوژه های جهانی و مهم  شوخی ها را بدانید  

5.     منابع شوخی سازی را بدانید

6.     و بالاخره با قالب های شوخی نویسی آشنا شوید  ( در اینجا کار ما راحت است چون قالب ما ، طنز ایستاده است .)

چرا می خندیم ؟

 آدم ها برخلاف موجودات دیگر توانایی خندیدن دارند. شاید اگر علت خندیدن آدم ها را بدانید کمی دستتان در شوخی نویسی  باز شود ( البته خیلی ها می گویند دانستن علت خنده مردم خیلی به طنزپرداز کمک نمی کند) . مردم به شش هفت دلیل می خندند که  از آن شش هفت دلیل سه تایش یا به عقیده برخی دو تایش ( دو تای اولی ) ، از همه مهم تر است :

1.     ما می خندیم چون غافلگیر می شویم . مثال : «خانمم حافظه‏اش افتضاحه، هیچ چیز را فراموش نمی کند ! ارنی وایز »

2.     ما می خندیم چون احساس برتری می کنیم. مثال : ما با خواندن این آگهی احساس برتری ( با سوادی ) می کنیم : «  به یک فروشنده خانم، ترجیحاً آقا در فروشگاه بزرگ کفش نیازمندیم ! »

3.     ما به تناقض می خندیم. مثال : گربه از درخت بالا می رود و من لبخند زنان پایین آمدن درخت از گربه را به تماشا نشسته ام.  پرویز شاپور

 

حال باید فرمول شیمیایی  شوخی را کشف کنیم !

در اینجا لازم نیست خیلی به خودتان زحمت بدهید چون فرمول شوخی قبلاً کشف شده است و شما هم وقتی جکی می گویید ناخودآگاه از همین فرمول استفاده می کنید :

فرمول شوخی : مقدمه یا پیش فرض ( دادن اطلاعاتی به شنونده برای منحرف کردن ذهن او ) + واردن کردن ضربه ای به او(  که  متناقض با واقعیت است یا درست برخلاف  استنباط یا توقع  او از مقدمه شماست )

مثال : مقدمه ) مرد : عزیزم من به خاطر تو تا آخر دنیا می روم !

 ضربه آخر) زن : پس لطف کن همان جا بمان !

 

 باید فنون شوخی سازی را بدانیم  

این فنون به شما کمک می کند که دائم با غافلگیر کردن مردم ،  ایجاد تناقض  یا حس برتری دادن به آدم ها ، آنها را بخندانید.  تعداد فنون زیاد است ( اگر می خواهید بسیاری از آنها را بدانید و تمرین کنید به کتاب اسرار و ابزار طنز نویسی ( سوره مهر )  یا  طنزپردازی به زبان ساده من که در انتشارات سروش زیر چاپ است مراجعه کنید . ) ولی دو سه تا از آنها را اینجا می آورم که اولی لفظی است و دو تای دیگر غیر لفظی:

1.     دستکاری اسامی ، ضرب المثل ها و اشعار و عبارات تکراری : مثال : اسامی : پلنگ خیس ( فرنگیس )، عالیجناب وارفته (عالی جناب وارسته) ، ترمز خان ( به جای  هرمزخانضرب المثل :   هر چه آش بدهی پول می خوری ( صورت درست : هر چه پول بدهی آش می خوری) / شعر : سینه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگویم شرح حال این الاغ ! / من «کارت»  دارم پس هستم  ــ  دکارت ! (  جلال رفیع)

2.    اغراق : مثال : مهشید آنقدر مودب است که به سوسک  حمامشان می گوید هوشنگ آقا !

3.    وارونه یا برعکس گویی : چندی پیش مردی در آمریکا پای سگی را گاز گرفت . سگ را فوری به بیمارستان بردند و به او واکسن ضد هاری زدند . / عمران صلاحی

 

آیا موضوع های جهانی و مهم برای  شوخی ها وجود دارد ؟

بله وجود دارد.طنز نویس ها یک شعار مهم دارند : با هر چیزی می شود شوخی کرد یا در واقع به هرچیزی می شود خندید حتی مرگ  : اما شوخی با  برخی چیزها  هزینه بالایی دارد ( ممکن است صدای مردم در بیاید و طنزپرداز از هستی ساقط شود ) ولی  برخی  موضوع ها کم ضرر است.  اصولاً مردم به چیزهایی که برایشان مهم باشد می خندند .برخی از این ها چیزها  در سطح جهانی عبارت است از :  شوخی با مشاهیر ( موسیقی دان ها ، فوتبالیست ها  ، بازیگرها و خلاصه هر آدم مشهور روز؛ شوخی با سیاستمدارها ، شوخی با مشاهیر تاریخی) ، شوخی با عقائد گروهی از مردم  ، شوخی های مربوط به جنس زن یا مرد یا جنسیتی و زشت  ، شوخی با شهرها، روستاها  و اقوام ،  شوخی با نواقص جسمی و بیماری ها ، شوخی با اجناس و کالاهای مختلف روز (کلاً هر کالایی که زیاد تبلیغ می شود یا مشهور است ) و شوخی با خودتان.

خیلی از طنزپردازها از ترس ( قانون یا مردم ) یا به دلایل انسانی یا مذهبی  ، طرف شوخی با عقائد گروهی از مردم  ، جنسیتی ، شوخی با شهرها و اقوام ،  شوخی با نواقص جسمی و بیماری های آدم ها نمی روند. در ایران خودمان شوخی با مشاهیر هم خطرناک است مگر اینکه شخصیت مشهوری سعه صدر داشته باشد  مثل علی دایی  که حتی در تلویزیون هم با او شوخی می کنند . پس فقط می ماند شوخی با کالاها و خودمان  و یا شوخی با موضوعات کلی مثل مرگ.

به عقیده طنزپردازان بهترین و کم ضررترین نوع شوخی، شوخی با خودتان است( البته اگر تحملش را دارید. ) اگر نواقص ذهنی (مثلاً  خنگی ) و نواقص جسمی( مثلاً چاقی ) خودتان را دست بیندازید مردم احساس برتری می کنند و از ته دل می خندند.

 

از کدام منابع لایزال برای سوژه یابی و شوخی سازی استفاده کنیم ؟

شما می توانید از هر منبعی برای شوخی نویسی استفاده کنید. هر منبعی که در آن سوژه ای آمده که برای برای مردم مهم است . این منابع می تواند چیزهای مختلفی باشد مثل اینترنت ، روزنامه ها ، داستان های روز ، گفتگوهای تلفنی ، تلویزیون ، فیلم های روز سینمایی ، حرف شخصیت های مشهور ، کتاب های روز مشهور، اتفاق هایی که شاهد آن هستید یا برایتان رخ می دهد و...

 

آیا  شوخی  های قالب طنز ایستاده با شوخی دیگر فرق دارد؟

از نظر کلی نه . ولی شوخی های طنز ایستاده  باید اندازه ، پیوستگی و چیدمان خاصی داشته باشد. فکر می کنم برای این جلسه بحث کافی باشد. دنباله بحث در باره نوع شوخی های طنز ایستاده و اجرای طنز ایستاده را می گذاریم برای یادداشت بعد .                           

                                            ادامه دارد          

                                                                                        

                 


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: